پرسش و پاسخ
 
* پرسش   HyperLink HyperLink
 
 
     
   
     
   
عنوان پرسش: «سبک زندگی اسلامی»
شرح پرسش: عوامل اصلی تعیین کننده سبک زندگی کدامند؟
همراهی شما عزیزان را صمیمانه قدردان هستم
موفق باشید
تشکر
فایل مرتبط: - - -
لینک مرتبط: - - -
وضعیت سوال: در انتظار پاسخ
 
 
گروه تخصصی: همه موارد زمان ثبت سوال: دوشنبه، 08 دی 1393 - 17:08:21 تعداد بازدید: 2711 تعداد پاسخ: 541
 
     
 
* پاسخ جدید  
 
 
     
 


 
     
 
پاسخ:  
   
فایل مرتبط: (حد اکثر 4 مگابایت)
لینک مرتبط:
 
 
پیام مدیریت در خصوص درج پاسخها

 
     
 
* مشخصات متخصص جدیدترین  -  قدیمی ترین  - امتیاز
 
 
     
 
1

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
چ، 31/03/96 - 17:15
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
زندگی تفسیر سه کلمه است:
خندیدن، بخشیدن، فراموش کردن،
پس تا می توانی،
بخند، ببخش، فراموش کن.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
س، 30/03/96 - 18:13
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
آدم هایی هستند، که هر وقت به آنها می رسی،
احساس می کنی ای کاش زودتر ملاقاتشان می کردی …
از بس که برایت آشنا هستند …
اینقدر خودشان هستند …
که تو را وادار می کنند خودت باشی …
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ی، 28/03/96 - 17:18
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
آیت الله مجتهدی:

آنچه از سر گذشت ... شد سرگذشت !
حیف بی دقت گذشت؛ اما گذشت .
تا که خواستیم یک دو روزی فکر کنیم ، بر در خانه نوشتند : درگذشت
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
3

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
س، 09/03/96 - 17:34
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
آیت‌الله بهجت قدس‌سره:

نباید مغرور شویم
تا نزدیکی‌های وفات
و تا زمانی که شیطان زنده است،
انسان در مخاطره است!
به خدا پناه می‌بریم.

(در محضر بهجت، ج٢، ص١٩۵)
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
3

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
د، 01/03/96 - 17:56
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
میرزا حسینقلی همدانی به عنوان آخرین توصیه به یکی از شاگردهاش میگه :

هر وقت تونستی کفش کسانی رو که باهاشون مشکل داری جفت کنی اون وقت آدم شدی. (البته نه وقتی که نیستند بلکه جلوی خودشون)
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
3

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ی، 31/02/96 - 19:46
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
نامه ای خاص از سهراب
نامه سهراب به احمدرضا احمدی شاعر معاصر احمد رضای عزیز تنبلی هم حدی دارد. این را می‌دانم. ولی باور کن فکر تو هستم و سپاسگزاری نامه‌هایت. من به شدت در این شهر تنها ماندم. آن هم در این شهر بی پرنده و نا درخت. هنوز صدای پرنده نشنیده‌ام (چون پرنده‌ای نیست صدایش هم نیست). در همان امیر آباد خودمان توی هر درخت نارون یک خروار جیک جیک بود. نیویورک و جیک جیک توقعی ندارم. من فقط هستم و گاهی در این شهر گولاش می‌خورم. مثل اینکه تو دوست داشتی و برایت جانشین قورمه سبزی بود... غصه نباید خورد گولاش باید خورد و راه رفت و نگاه کرد به چیزهای سر راه. مثل بچه‌های دبستانی که ضخامت زندگی شان بیشتر است. می‌دانی باید رفت یه طرف و یا شروع کرد. من شروع می‌کنم. ولی همیشه نمی‌شود. هنوز صندلی اتاقم را شروع نکرده‌ام وقت می‌خواهد. عمر نوح هم بدک نیست ولی باید قانع بود و من هستم. مثلا یک چهارم قار قار کلاغ برای من بس است. یادم هست به یکی نوشتم: سه چهارم قناری را می‌شنوم. می‌بینی قانع شده‌ام. راست است که حجم قار قار بیشتر است ولی در عوض خاصیت آن کمتر است. مادرم می‌گفت قار قار برای بعضی‌ها خاصیت دارد. من روزها نقاشی می‌کنم. هنوز روی دیوارهای دنیا برای تابلوها جا هست. پس تندتر کار کنیم. ولی نباید دود چراغ خورد. این جا دودهای زبرتر و خالص‌تری هست، دودهای بادوام و آب‌نرو. در کوچه که راه می‌روی گاه یک تکه دود صمیمانه روی شانه‌ات می‌نشیند و این تنها ملایمت این شهر است و گرنه آن جرثقیل که از پنجره اتاق پیداست، نمی‌تواند صمیمانه روی شانه کسی بنشیند. اصلا برازنده جرثقیل نیست اگر این کار را بکند به اصالت خانوادگی خود لطمه زده است. توی این شهر نمی‌شود نرم بود و حیا کرد تهنیت گفت. نمی شود تربچه خورد. میان این ساختمان‌های سنگین تربچه خوردن کار جلفی است. مثل اینکه بخواهی یک آسمان خراش را قلقلک بدهی. باید رسوم اینجا را شناخت. در اینجا رسم این است که درخت برگ داشته باشد. در این شهر نعنا پیدا می‌شود ولی باید آن را صادقانه خورد. اینجا رسم نیست کسی امتداد بدهد. نباید فکر آدم روی زمین دراز بکشد. در این جا از روی سیمان به بالا برای فکر کردن مناسب‌تر است و یا از فلز به آن طرف. من نقاشی می‌کشم ولی نقاشی من نسبت به گالری‌های اینجا مورب است. نقاشی از آن کارهاست پوست آدم را می‌کند و تازه طلبکار است. ولی نباید به نقاشی رو داد چون سوار آدم می‌شود. من خیلی‌ها را دیده‌ام که به نقاشی سواری می‌دهند. باید کمی مسلح بود و بعد رفت دنبال نقاشی. گاه فکر می‌کنم شعر مهربان‌تر است ولی نباید زیاد خوش خیال بود. من خیلی‌ها را شناخته‌ام که از دست شعر به پلیس شکایت کرده‌اند. باید مواظب بود. من شب‌ها شعر می‌خوانم. هنوز ننوشته‌ام خواهم نوشت. من نقاشی می‌کنم. شعر می‌خوانم و یکتایی می‌بینم و گاه در خانه غذا می‌پزم و ظرف می‌شویم و انگشت خودم را می‌برم. و چند روز از نقاشی باز می‌مانم. غذایی که می‌پزم خوشمزه می‌شود به شرطی که چاشنی آن نمک باشد و یک قاشق اغماض. غذاهای مادرم چه خوب بود. تازه من به او ایراد هم می‌گرفتم که رنگ سبز خورش اسفناج چرا متمایل به کبودی است. آدم چه دیر می‌فهمد...
من چه دیر فهمیدم که انسان یعنی عجالتا ...
ایران مادرهای خوب دارد و غذاهای خوشمزه و روشنفکران بد و دشت‌های دلپذیر... و همین ...
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
3

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
چ، 27/02/96 - 08:47
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
خودتان را معطل نکنید،تا لطیف نشوید چیزی گیرتان نمی آید

استاد فاطمی نیا:من اهل قسم نیستم ولی مجبورم، دلم میسوزد،یک کلمه میگویم خانوم ها،آقایون بشنوید، به حضرت زهرا سلام الله علیها قسم اگر لطیف نباشید چیزی گیرتان نمی آید، خودت را معطل نکنید، هی روزی چند تا اوقات تلخی در خانه راه می اندازد، عصبانی میشود، از اینطرف هم میخواهد بشود زبدة العارفین، عمدة المکاشفین، یک بار این قسم را با تمام وجودم خوردم، تا لطیف نشوید چیزی گیرتان نمی آید.

آقای علامه طباطبائی سرتاسر لطافت بود، لطافت این مرد به جایی رسیده بود که به عمرش به کسی دعوا نکرده بود، زمانی که ما در قم بودیم این بچه های قم از هشت سالگی دوچرخه بیست وهشت سوار می شدند،از بقل رکاب میزدند، یک بچه ای آمد زد علامه طباطبائی را لت و پار کرد، افتاد رو زمین، حالا ما باشیم چه میگوییم، خیلی دیگر آدم خوبی باشیم یک چیزی میگوییم دیگر، این آقا بلند شد، خیلی راحت، اول رفت سراغ بچه، گفت:طوریت نشد؟! گفت:نه، گفت:الحمد لله، خداحافظ.

لطافت لازم است،تا لطافت حاصل نشده منتظر چیزی نباش ها!، ببینم تونستی در خانه معرکه نگیری، اگر تونستی آن موقع با هم صحبت میکنیم!
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
3

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ی، 10/02/96 - 17:11
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
- صدا بلند میشه ، علاوه بر بدی گفتار شاید بدی رفتار ها هم دیده بشه نتیجه نداره جز از بین رفتن عفت کلام ، و حرمت ها رنجیده شدن ها
باور نداری
بعد دعوا برو از هر کدوم بپرس
هزار تا دلیل میاره که حق با اون بوده و فرد مقابل اشتباه فکر کرده یا عمل کرده
چه بسیار از دعوا ها که مدتها از اون گذشته ولی نوع برخورد یا نوع الفاظ زشت هنوز در ذهن ها باقی است مثل زخمی تازه که فقط با مرور کردن موضوع بهش نمک می زنند
و فیلم رفتار ها اشتباه مانند خواب پریشان ضربان قلب بالا می بره
ولی خدا باز هم می بخشه
بیا دست دوستی بده
از غرورت دست بکش
و بگو اشتباه کردی
برو آشتی کن
برو سبقت بگیر در اهل بهشت شدن بگذار بگویند ایشون از حق اش دفاع نکرد یا می توانست حق اش بگیره ولی خودش نخواست
امام حسین علیه السلام فرموده اند: هر گاه نزاعی صورت گرفت آنکه رضایت بگیرد و آشتی بکند اهل بهشته !
"ایما اثنین جری بینهما کلام فطلب احد همارضی الاخر کان سابقه الی الجنه "
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
پ، 07/02/96 - 09:09
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
بزرگی وصیت کرد که برای سلامتی عقلتان هویج بخورید همه خندیدند،ولی هیچ کس ندانست که عقل همه به چشمانشان است.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
3

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
چ، 06/02/96 - 09:23
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
عادتهائی که معجزه میکند:

با ملایمت = سخن بگوئید،
عــمــیـــق = نفس بکشید،
شــــــیــک = لباس بپوشید،
صـبـورانه = کار کنید.
نـجـیـبـانه = رفتار کنید،
هــمـــواره = پس انداز کنید،
عــاقــلانـه = بخورید،
کــــافـــی = بخوابید،
بی باکانه = عمل کنید،
خـلاقـانـه = بیندیشید،
صـادقانه = عشق بورزید،
هوشمندانه = خرج کنید.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
3

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
چ، 06/02/96 - 09:15
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
مو بشکافی به عیب دیگران ... چون به عیب خود رسی کوری در آن ( مولوی )
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
3

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
د، 04/02/96 - 17:17
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
حضرت ابی‌عبدالله الحسین(ع) سوار اسب بودند و آرام در مدینه می‌رفتند که شخصی آمد و جلوی اسب را گرفت و پرسید این چه کسی است؟ که به وی گفتند: حسین بن علی است، خیلی بد و بیراه به حضرت امیرالمؤمنین(ع) و خیلی هم بد و بیراه به خود ابی عبدالله(ع) گفت. حضرت ابی عبدالله(ع) فقط گوش دادند و نفسش را قطع نکردند، و زبانش را بند نیاوردند و کسی را هم صدا نزدند که بیایید و این بی‌تربیت را بزنید بلکه بر روی اسب حوصله کردند تا حرف این ناسزاگو تمام شد؛ چراکه انبیاء و ائمه(ع) در کل عمرشان، یک بار از دهان مبارکشان ناسزا بیرون نیامد.
استاد انصاریان
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
http://www.irexpert.ir
- - -
     
 
4

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
د، 04/02/96 - 08:55
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
اولین قدم برای یاد گرفتن شنا، نترسیدن از آب و رها شدن است.
مربی همیشه میگوید: "بپر، خودتو رها کن، زیر آب چشماتو باز کن، بعد خودت آروم آروم برمی گردی به سطح آب".
شرط اول، همان دست و پا نزدن است.
گاهی باید واقعا بیخیال شد و رفت گوشه‌ای نشست. باید بیخیالِ دست و پا زدن شد.
گاهی باید بگذاریم زندگی کارش را بکند.
شاید بعدش آرام آرام برگشتیم به سطح آب ... به زندگی ... بی خفگی.

تنسی ویلیامز
اتوبوسی بنام هوس
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
3

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ی، 03/02/96 - 09:05
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
آفت عزا داری :
-طی کردیم حالا باید داد
می گم بنده خدا این مقدر خیلی زیاده !
- مجبوریم
می گم آخه چرا : معصوم با معصوم بودنش برای ترویج دین هزینه نمی گرفت
-حالا که می گیرن مداح اینقدر می خواد - سخنران فلان مقدار
می گم بمیرم برای مظلومیت معصومین آخه دکان دستک که نیست !
-شده بد جور هم ...
می گم من کفری می کنید ها
-چرا ؟
اون جنازه مطهر امام کاظم علیه السلام ما را گذاشتند سر پل بغداد تا هر کی جیغ داد کند بفهمند شیعه است و دستگیر کنند
اون وقت مداح ما سخنران ما برای بیان ذره از ذکر مصیبت یا تاریخ زندگی اش پول طی می کنه! این ها زشته
-کمی تو خودش رفت . گفت باید فرهنگ سازی بشه !
گفتم از خودمون شروع کنیم منتظر بقیه نباشیم و بلند شدم رفتم .
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
http://dayeremina.blog.ir
- - -
     
 
3

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ش، 02/02/96 - 10:15
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
جواب محبت آدم‌ها را به موقع بدهید!
محبت‌های تاریخ گذشته
عطر و طعم اصلی را
نخواهد داشت...
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -


 
     
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به شرکت فرایند سازان توسعه می باشد.
Protected under Iranian Copyright laws - (C) 2010 IrExpert.ir - Privacy Policy (in Persian)