پرسش و پاسخ
 
* پرسش   HyperLink HyperLink
 
 
     
   
     
   
عنوان پرسش: «سبک زندگی اسلامی»
شرح پرسش: عوامل اصلی تعیین کننده سبک زندگی کدامند؟
همراهی شما عزیزان را صمیمانه قدردان هستم
موفق باشید
تشکر
فایل مرتبط: - - -
لینک مرتبط: - - -
وضعیت سوال: در انتظار پاسخ
 
 
گروه تخصصی: همه موارد زمان ثبت سوال: دوشنبه، 08 دی 1393 - 17:08:21 تعداد بازدید: 2872 تعداد پاسخ: 566
 
     
 
* پاسخ جدید  
 
 
     
 


 
     
 
پاسخ:  
   
فایل مرتبط: (حد اکثر 4 مگابایت)
لینک مرتبط:
 
 
پیام مدیریت در خصوص درج پاسخها

 
     
 
* مشخصات متخصص جدیدترین  -  قدیمی ترین  - امتیاز
 
 
     
 
1

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
پ، 26/05/96 - 18:06
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
چرا بعضی از الگو گیری از سیره معصومین ناراضی اند وآن به روز نمی دون؟!
اسلام به‌عنوان آخرین و کامل ترین دین، گر چه چهارده ‌قرن پیش توسط خاتم انبیاء بر جامعه بشری عرضه شده است، اما برای همه ‌زمانها و تمامی انسانهاست. همین طور، کسانی که تجسم کامل دین ‌و تبلور عینی قرآن و وحی الاهی‌اند و ما از آنان به عنوان الگوی هدایت و اسوه تکامل نام می‌بریم، برای همه ‌انسان‌ها و در همه‌ی زمان‌ها الگو هستند و در مورد آنها دیروز و امروز مطرح نیست. آنان ‌همواره اسوه‌های روز و فراتر از زمانند؛ زیرا ما هر قدر مراتب رشد و کمال را بپیماییم، باز آنان جلوتر و کامل‌ترند. به عبارت دیگر، آنان چون تمامی‌مدارج تکامل را پیموده‌اند، در واقع درهر نقطه از مسیر هدایت، حضوردارند، برای هر مرتبه تکامل و هرانسانی الگو و اسوه‌اند. البته جامعه و شرایط زندگی‌هر دوره با دوره دیگر تفاوت دارد؛ اما سخن بر سر شرایط نیست. اسوه‌های انسانی هیچ‌گاه محصور در یک دوره و شرایطی خاص‌نیستند، وگرنه نمی‌توانستند اسوه والگو قرار گیرند. الگوپذیری انسان امروز از آن بزرگواران ‌در واقع، یافتن راه‌ها، خطوط اصلی زندگی اسوه‌های دینی و چگونگی‌ رسیدن به کمال و شکوفاسازی استعدادها است و این مساله ارتباطی به زمان و مکان خاصی ندارد.

«این شبهه از این جا نشأت می‌گیرد که برخی تصور می‌کنند با تغییر زمان و سبک زندگی، ارزشهای اخلاقی و معنوی نیز تغییر می‌کنند و جای فضایل با رذایل عوض می‌شود؛ درحالیکه آنچه تغییر و تحول پیدا می‌کند، عنصر زمان و مکان و ابزارهایی است که مفاهیم اخلاقی در آن ظهور و بروز پیدا می‌کند».

« ; ;مفاهیمی مانند حق، تقوا، احسان، راستگویی، صبر، حیا، عفت و پاکدامنی همیشه پسندیده و قابل ستایش بوده و باطل، ظلم، دروغگویی، بی عفتی و امثال آن در همه زمانها ناپسند است و با فطرت انسان ناسازگار می‌باشد و لذا فضای زندگی، قالب‌ها، امکانات، رنگها، ظواهر مادی، تکنولوژی، زندگی در آسمان خراش‌ها موجب نمی‌شود جای عفت را با بی عفتی عوض کنیم، دروغ را زیبا و راستگویی را زشت بدانیم.»
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
http://الگوی زنان بعد هزار سال - علی اکبر مومنی
- - -
     
 
1

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ی، 22/05/96 - 17:15
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
هزینه اضافه
درس نگرفتن از تاریخ سبب شده تا هزینه های فراوانی بر ملت ما تحمیل شود در حالیکه اندک مطالعه ای در تاریخ به منظور عبرت آموزی زمینه ای را فراهم می کرد تا ملت ما مرتب در حال پرداخت هزینه به خاطر تجارب متوالی نباشد زیرا همین مساله موجب شده تا ملت ما به رغم برخورداری از شرایط مطلوب نتواند به آرمانهای خود دست پیدا کنند.

نمونه درس نگرفتن از تاریخ را می توان در قهرمان پروری و قهرمان سازی دانست زیرا مردم ما همواره در انتظار ظهور قهرمانی بودند که بتواند آنها را از وضعیت موجود نجات دهد و به محض قرار گرفتن در قدرت قادر باشد تا مشکلات تاریخی را یک شبه و یک تنه حل کند انتظاری که اختصاص به یک مقطع تاریخی خاص ندارد.

زیان بزرگ قهرمان سازی و قهرمان پروری، خلاصه کردن آمال و آرزوها در فردی است و این مساله در برابر تفکر جمعی قرار می گیرد به عبارت بهتر دامن زدن به این مساله سبب می شود که تفکر گروهی به عنوان حلقه مفقوده جامعه ایرانی هیچگاه جان نگیرد و معضلات فرهنگ سیاسی ایرانیان که همانا فردیت و گریز از تفکر گروهی است همچنان پابرجا بماند.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ش، 21/05/96 - 17:09
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
***مناجات زیبای دکتر چمران***

خدایا ...

از بد کردن آدمهایت شکایت داشتم به درگاهت
اما شکایتم را پس میگیرم ...
من نفهمیدم! فراموش کرده بودم که بدی را خلق کردی تا هر زمان که دلم گرفت از آدمهایت، نگاهم به تو باشد ...

گاهی فراموش میکنم که وقتی کسی کنار من نیست ،
معنایش این نیست که تنهایم ...
معنایش این است که همه را کنار زدی تا خودم باشم و خودت ...

با تو تنهایی معنا ندارد !
مانده ام تو را نداشتم چه میکردم .....؟
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ش، 14/05/96 - 17:47
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
چه عواملی باعث می شود افراد نسبت به دین فاصله بگیرند؟
1. شناخت کم
2. برداشت غلط یا سطحی از دین
3. احساس مانعیت و محدود بودن دین
4. فقدان یا عدم دسترسی به الگوهای مناسب
5. برخورد تند و سرزنشهای افراطی
6. عدم ارضای نیازها
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
س، 10/05/96 - 17:54
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
مصرف زدگی :
یادمه بچه بودیم مادرم و خیلی از مادرها تو هفته یکی دو روز را فقط صرف رسیدگی به لباس ها می کردند از درزهای باز شده تا سر زانو های آسیب دیده و ...
من هم همیشه کنار مادرم بودم مثلا شلوار لی دادشم جلوش بود نگاه می کرد که این بچه چطور شلوار از سر زانو جر داده
بعد فکر می کرد و با مهارت زنانگی اش برای درآمد خانه صرفه جویی میکرد از رفو کردن و دوباره قابل مصرف کردن برای مادرهای ما عادی عادی بود و هست .
ولی حالا وقتی از کوچه ها و از دم در خونه ها رد می شی به راحتی انبوهی لباس سالم می بینی که خانم از دست شون خسته شده و به دم در انداخته !
من متاسفم که مادرها و همسران فعلی مصرف زده شده اند
حتی عارشون میاد در مصرف دوباره لباس ، وسایل خانه خلاقیت بخرج بدهند
حالا ببین مامان های ما اون جوری بودن ما شدیم مصرف زده
خدا به داد فرزندان اینها برسه
مصرف زدگی حتی چیزی فرا از مدشده یکی ما را نگه داره
ما داریم از برادری با شیطان جلو تر می ریم !
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
http://dayeremina.blog.ir
- - -
     
 
1

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
س، 10/05/96 - 17:53
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
الگو زندگی مسئولین

نحوه زندگی مسئولین به خصوص در جامعه اسلامی به شدت زیر ذره بین مردم است. زیرا آنان انتظار مشاهده زندگی ای نزدیک به عرف اسلامی از مسئولین خود داشته و مشاهده هر رفتاری خارج ازین عرف موجبات دلسردی آنان از مسئولین خود را فراهم میسازد.

طبق فرمایش حضرت امیر علیه السلام که " الناس علی دین ملوکهم " اگر کارگزاران یک نظام زندگی مرفه و اشرافی‌گونه‌ای را برای خود برگزینند جدای از دلسردی مردمان، باعث ترویج هرچه بیشتر این پدیده شوم در جامعه میشوند.
رهبر معظم انقلاب در همین راستا و خطاب به مسئولین کشور میفرمایند:« مسؤول نظام جمهورى اسلامى حق ندارد به اعیان و اشراف و پولدارها نگاه کند و زندگى خود را با آنها بسنجد؛ حق ندارد خود را با نظایر و اشباه خود در حکومتهاى طاغوتى بسنجد.

آرى؛ در دستگاههاى طاغوتى، یک وزیر، یک مدیر کل و یک رئیس، از زندگیهاى آن‌چنانى برخوردارند؛ ما هم امروز بیاییم و خود را با آنها بسنجیم و بگوییم ما هم وزیر و مدیریم!؟ نه؛ در نظام اسلامى این‌گونه نیست. در نظام اسلامى، این مأموریت، طعمه نیست؛ یک مسؤولیت و یک خدمت و یک وظیفه بر گردن انسان است.

امیرالمؤمنین این را تعلیم مى‌دهد» ایشان همچنین در رابطه با الگوگیری مردمان در نحوه سبک زندگی خود از کارگزاران نظام به این نکته اشاره میکنند که تا وقتی مسئولین خود را اصلاح نکرده و از اشرافی‌گری و اصراف و افراطی گری دوری نکنند نمیتوانند از مردم جامعه این درخواست را داشته باشند که به سمت صفت های مذکور نروند.

ایشان همچنان در یکی از سخنان خود صراحتا به موضوع الگوگیری مردم از مسئولین خویش اشاره کرده و میفرمایند: « نمى‌شود ما در زندگى مادّى مثل حیوان بچریم و بغلتیم و بخواهیم مردم به ما به شکل یک اسوه نگاه کنند؛ مردمى که خیلیشان از اولیات زندگى محرومند.» تذکرات متعدد و تاکید بسیار ایشان بر ساده زیستی و دوری از تجمل‌گرایی و اشرافیت نمود این نکته است که وجود اشرافی‌گری در کارگزاران نظام تا چه اندازه میتواند برای حیات جامعه اسلامی مسموم و مضر باشد.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ی، 08/05/96 - 09:59
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
مرگ برمرگ دل ها :
گاهی برای به موقع بیدار شدن ساعت یا گوشی را تنظیم می کنیم ولی شده بعضی وقت ها قبل از ساعت مقرر گویی چیزی در وجودمان بر سرشانه مان می زند و از رختخواب می پریم .
این از خواب پردین ها دو حالت داره یا داره خواب وحشت ناک می بینی یا خیلی دوست داشتنی
باور کنیم اگر قبل از مرگ از خواب بیدار شویم حتما از وحشت های بعدی برایمان کاسته می شود بیچاره اونی که در ظاهر زنده و زرنگ بنظر میادولی دلش مرده (انک لاتسمع الموتی - نمل/50)مرده دل را چگونه شنوا می کنی؟!
یا جامعه که در برابر فساد ، ظلم بی تفاوت شدن جامعه ای مرده هستند
کاش زنده می شدیم
کاش بیدار می شدیم قبل بیداری همیشگی
کاش بمیریم مردنی که بیهودگی را سوگوار نباشیم
کاش ....
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
http://dayeremina.blog.ir
- - -
     
 
2

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ش، 07/05/96 - 10:04
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
زیرکی داریم یا زرنگی ؟!
مومن زیرکه
و این زیرکی نشون دهنده اینکه در مسابقه بندگی اولا اسم نویسی کرده
در ثانی در تلاشه
در مسیره و علاقه داره در مسیر جلو بزنه!
تعجب نداره هرکار مستحبی که انجام می ده و هر مکروهی که دوری می کنه برای سرعتش فایده داره
البته این عشق به سرعت به هدف مانع کلک زدنه !
یعنی با سرعت جلو می ره ولی حاضر نیست مانع سرعت بقیه بشه
زرنگی نداره ....
هان بله
جلو سرعت بقیه را اصلا نمی گیره
این یک دنیا مطلبه
یعنی حیا داره ، قانعه ،اهل خورد کردن بقیه نیست ، ذوق موفقیت بقیه را داره ، اینقدر تو فکر اعمال خودشه به کنکاش به زندگی مردم و ایراد گرفتن نمی رسه ، لذتی که خلوت با خدا داره قابل قیاس با هیچ فکر نابود گری برای هیچ مومن یا غیر مومنی نداره
حالا شما بگید زرنگی مخربی که مومن داره دیگه چیه ؟
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
http://dayeremina.blog.ir
- - -
     
 
2

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
د، 02/05/96 - 09:20
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
وقتی دلت از دنیا میگیرد و به خدا پناه می بری

تازه می فهمی دنیا در آغوش خداست

و به اذن او توان حرکت داری

ادب کن و ببین خداوند برایت ه مقدر کرده است
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ی، 01/05/96 - 17:17
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
قیام فطرت علیه نفْس، به رهبری شهدا

سید مرتضی آوینی به عنوان یکی از افسران بصیر و بیدار جنگ نرم از همان ابتدا فهمید که دشمن پس از شکست در جنگ فیزیکی برای ما نقشه هایی خواهد داشت از جنس فرهنگ. لذا کار و جهاد فرهنگی، علمی و تبلیغی را بر هر امر دیگری ترجیح داد تا به اندازه خود در این مسیر تلاش های ماندگاری داشته باشد لذا مشی ما و روش ما در جنگ امروز ان شا الله از همین الگو خواهد بود
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ی، 01/05/96 - 08:57
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
بحث کردن با احمق؛
مثل کشتن پشه
روی صورت خودته...!
شاید پشه رو بکشی یا نه
اما در نهایت یه سیلی
به صورت خودت زده‌ ای...!
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
3

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ش، 31/04/96 - 17:17
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
زندگی می گذرد...

در حالی که ما دائما منتظر فرا رسیدن

لحظه ی مناسب برای دست به کار شدن هستیم.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
3

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ش، 31/04/96 - 17:15
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
از آیت الله بهجت (ره) پرسیدند :
در زندگیمان گره افتاده است ، یک دعای مشکل گشا بفرمایید.

آیت الله بهجت(ره) فرمودند :
زیاد و با اعتقاد کامل ، استغفار کنید.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
3

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ی، 25/04/96 - 09:09
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
شبانی را پدری خردمند بود. روزى بدو گفت:
اى پدر دانا و خردمند مرا آنگونه که از پیران خردمند می رود پندی بیاموز.

پدر گفت:
به مردم نیكى كن ولى به اندازه، نه به حدى كه او را مغرور و خیره سر نماید...

شبانى با پدر گفت اى خردمند
مرا تعلیم ده پیرانه یك چند
بگفتا نیك مردى كن نه چندان
كه گردد خیره، گرگ تیز دندان

#گلستان سعدی #
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
3

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ش، 24/04/96 - 17:27
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
درسی اخلاقی از سهراب سپهری
خیــــــــــــلی قشنگه حیفه نخونینش!!!

سخت آشفته و غمگین بودم
به خودم می گفتم:
بچه ها تنبل و بد اخلاقند
دست کم میگیرند،
درس ومشق خود را…
باید امروز یکی را بزنم، اخم کنم
و نخندم اصلا
تا بترسند از من
و حسابی ببرند…

خط کشی آوردم،
درهوا چرخاندم...
چشم ها در پی چوب، هرطرف می غلطید
مشق ها را بگذارید جلو، زود، معطل نکنید !

اولی کامل بود،
دومی بدخط بود
بر سرش داد زدم...
سومی می لرزید...
خوب، گیر آوردم !!!
صید در دام افتاد
و به چنگ آمد زود...

دفتر مشق حسن گم شده بود
این طرف،
آنطرف، نیمکتش را می گشت
تو کجایی بچه؟؟؟
بله آقا، اینجا
همچنان می لرزید...
” پاک تنبل شده ای بچه بد ”
" به خدا دفتر من گم شده آقا، همه شاهد هستند"
” ما نوشتیم آقا ”

بازکن دستت را...
خط کشم بالا رفت، خواستم برکف دستش بزنم
او تقلا می کرد
چون نگاهش کردم
ناله سختی کرد...

گوشه ی صورت او قرمز شد
هق هقی کردو سپس ساکت شد...
همچنان می گریید...
مثل شخصی آرام، بی خروش و ناله

ناگهان حمدالله، درکنارم خم شد
زیر یک میز،کنار دیوار،
دفتری پیدا کرد ……
گفت : آقا ایناهاش،
دفتر مشق حسن

چون نگاهش کردم،
عالی و خوش خط بود
غرق در شرم و خجالت گشتم
جای آن چوب ستم، بردلم آتش زده بود
سرخی گونه او، به کبودی گروید …..

صبح فردا دیدم
که حسن با پدرش، و یکی مرد دگر
سوی من می آیند...

خجل و دل نگران،
منتظر ماندم من
تا که حرفی بزنند
شکوه ای یا گله ای،
یا که دعوا شاید
سخت در اندیشه ی آنان بودم

پدرش بعدِ سلام،
گفت : لطفی بکنید،
و حسن را بسپارید به ما ”
گفتمش، چی شده آقا رحمان ؟؟؟
گفت : این خنگ خدا
وقتی از مدرسه برمی گشته
به زمین افتاده
بچه ی سر به هوا،
یا که دعوا کرده
قصه ای ساخته است
زیر ابرو وکنارچشمش،
متورم شده است
درد سختی دارد،
می بریمش دکتر
با اجازه آقا …….

چشمم افتاد به چشم کودک...
غرق اندوه و تاثرگشتم
منِ شرمنده معلم بودم
لیک آن کودک خرد وکوچک
این چنین درس بزرگی می داد
بی کتاب ودفتر ….

من چه کوچک بودم
او چه اندازه بزرگ
به پدر نیز نگفت
آنچه من از سرخشم، به سرش آوردم
عیب کار ازخود من بود و نمیدانستم

من از آن روز معلم شده ام ….
او به من یاد بداد درس زیبایی را...
که به هنگامه ی خشم
نه به دل تصمیمی
نه به لب دستوری
نه کنم تنبیهی
یا چرا اصلا من
عصبانی باشم
با محبت شاید،
گرهی بگشایم
با خشونت هرگز...
با خشونت هرگز...
با خشونت هرگز...
«سهراب سپهرى »
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -


 
     
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به شرکت فرایند سازان توسعه می باشد.
Protected under Iranian Copyright laws - (C) 2010 IrExpert.ir - Privacy Policy (in Persian)