پرسش و پاسخ
 
* پرسش   HyperLink HyperLink
 
 
     
   
     
   
عنوان پرسش: ظریفه های قرآنی
شرح پرسش: دل مومن
از عالمی پرسیدند: قول خدای عزوجل که فرموده است:
"و چاههای متروک و کوشکهای افراشته" (سوره حج _( 45 اشاره به چه دارد و مراد چیست؟
عالم گفت: "چاههای متروک" دل کافر است که فارغ از گفتن "لا اله الا ا..." است. و همچنین "کوشکهای افراشته" دل مومن است که همواره به گفتن "لا اله الا ا..." مشغول است.
حتما از این ظریفانه های قرانی شنیده اید
شما هم لطف بفرمایید مشارکت نمایید.
باسپاس
مطمئن باشید تک تک نکات شما متخصصین را با دقت می خوانم .
فایل مرتبط: - - -
لینک مرتبط: - - -
وضعیت سوال: در انتظار پاسخ
 
 
گروه تخصصی: همه موارد زمان ثبت سوال: یکشنبه، 21 دی 1393 - 09:44:18 تعداد بازدید: 3389 تعداد پاسخ: 640
 
     
 
* پاسخ جدید  
 
 
     
 


 
     
 
پاسخ:  
   
فایل مرتبط: (حد اکثر 4 مگابایت)
لینک مرتبط:
 
 
پیام مدیریت در خصوص درج پاسخها

 
     
 
* مشخصات متخصص جدیدترین  -  قدیمی ترین  - امتیاز
 
 
     
 
0

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ش، 25/06/96 - 19:56
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
(گردن زدن کفار)

فَإِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى? إِذَا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً حَتَّى? تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ? ذَ?لِکَ وَلَوْ یَشَاءُ اللَّهُ لَانْتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَ?کِنْ لِیَبْلُوَ بَعْضَکُمْ بِبَعْضٍ...(محمد : 4)

پس چون با کسانی که کفر ورزیده‌اند برخورد کنید، پس (باید همتتان) زدن گردن‌هاشان و گردن‌کشانشان (باشد) تا هنگامی که آنان را (در کشتار) از پای درآوردید. پس (اسیران را) به شدت در بند کشید؛ در نتیجه یا (بر آنان) منّت نهید (و آزادشان کنید) و یا فدیه بگیرید (که عوضشان را از اسیرانتان بازپس گیرید) تا جنگ، سنگینی‌ها‌یش را فرونهد. این است (دستور خدا) و اگر خدا بخواهد، از ایشان انتقام می‌کشد، ولی (فرمان پیکار داد) تا برخی از شما را به وسیله‌ی برخی (دیگر) بیازماید.

ضرب الرقاب" به میان آمده و اینجا اشاراتى چند است: زدن گردنها که کشتنى است قطعى و از نظر تاکتیک جنگى تنها زخمى کردن دشمنان کافى نیست، که براى ریشه کن کردن آنان گردنهاى این گردنکشان بایستى قطع گردد، و معنى دیگر رقاب از رقبه به معناى بندگى است که این بندگان شیطان بایستى محو گردند، و در صورت اول چرا به جاى رئوس، رقاب آمده؟ نکته این است که گویى اینها فاقد سرهاى انسانى مىباشند، چنانکه در آیه (8: 12) از آن تعبیر به" فوق الأعناق" شده به معنى بالاى گردنها، که لفظ سر در این دو آیه نیامده، و نیز به معناى گردنکشان کفر است، زیرا در جنگ محور کشتار همانانند که براى شکست دشمن نخست بایستى گردنکشان و سردمداران دشمن را نابود کرد.

این جریانها تا هنگام شکست قطعى آنان ادامه دارد که گروهى کشته و گروهى فرارى و گروهى هم دستگیر شوند، و نسبت به گروه آخرین در صورت مصلحت جنگى آنان را به گونهاى مجانى آزاد کنند و یا با مصلحتى دیگر در برابر آزادیشان فدیه و بدلى دریافت کنند و این بدل اعم است از بدل مالى و مهمترش بدل شخصى است که به جاى هر یک از دستگیر شدگان مسلمان کافرى را رها سازند و بالاخره همه و همه این تاکتیکهاى جنگى بر مبناى نظرات رئیس کل قوا و فرماندار جنگ است که در صورت عدم عصمتش بایستى با کاردانى و مشورت انجام گیرد.

در هر صورت اگر خدا بخواهد بدون جنگ و بدون تاکتیکهاى جنگى کفار را مغلوب مىسازد، ولکن" لیبلو بعضکم ببعض" که بایستى در این برخوردها که آزمونى است بزرگ آزموده شوید، و سنت اسباب و مسببات همچنان برقرار است، جز در مواردى استثنایى مانند پیروزى مسلمانان در جنگ بدر و فتح مکه.

منبع : ترجمان فرقان آیت الله صادقی تهرانی
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ش، 25/06/96 - 19:42
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
نقل قول از: هوشنگ رحیمیان (1396/35/25 - 18:35):
...

استاد با سلام وادب بسیار عالی بهرمندشدم
در پناه حق سالم باشید
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2

امتیاز پاسخ
[imgExp]

هوشنگ رحیمیان
ش، 25/06/96 - 18:35
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
نقل قول از: مهدیه احمری (1396/02/25 - 09:02):
... ...


مرحوم ایت الله سید مرتضی شبستری بخاطر دارم که زمانی که این حدیث را برایمان بازگو میکردند به چند نکته هم اشاره داشتند وان اینک در هردوروز اول وقتی حضرت علی علیه السلام بلند شدند که سهم قرص نان خودشان را ببرند بقیه نیز فوری اجابت کردند و قرص نان خودشان را بعلی علیه السلام دادند.اما در روز سوم وقتی حضرت علی بلند شدند که سهم خودشان را ببرند این بار حضرت فاطمه زهرا کمی مکث کردند.انوقت حضرت علی فرمودند که یا فاطمه این فرد اسیر است وبواسطه ما اسیر است.این بارحضرت فاطمه زهرا علیه السلام همکاری کردند.دلیل این مکث را ایشان اینطور توضیح دادند که در دوبار اول این همکاری برمبنای این بود که علی همسر ایشان بودند و لی در مورد سوم مادر هم وظیفه مادری داشتند.اما وقتی حضرت علی ان جمله را فرمودند که بواسطه مااین فرد اسیر شده اند در مقام امامت از ایشان پیروی کردند.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ش، 25/06/96 - 09:02
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
شأن نزول سوره هل اتی
حسن و حسین علیهما السلام در کودکی بیمار شدند. رسول خدا صلی الله علیه و آله همراه دو نفر از اصحاب از آنها عیادت کرد.
یکی از اصحاب به علی علیه السلام عرض کرد:
چه خوب بود برای شفای دو فرزندت نذری برای خدا می کردی.
حضرت علی علیه السلام فرمود: نذر می‌کنم اگر خوب شدند سه روز را روزه بگیرم.فاطمه نیز چنین گفت.
حسن و حسین علیهما السلام هم گفتند:
ما نیز سه روز روزه می گیریم.فضه، کنیز آنان، نیز همین نذر را کرد.

چندی نگذشت که حسن و حسین علیهما السلام شفا یافتند. همه به نذر خود وفا کردند و روزه گرفتند، اما برای افطار چیزی در خانه نبود.

علی علیه السلام نزد یکی از همسایگان یهودی اش که پشم‌باف بود و شمعون نام داشت رفت و گفت:
آیا حاضری دختر محمد مقداری پشم برای تو بریسد و تو در برابرش کمی جو بدهی؟
شمعون گفت: بله. و به او کمی پشم داد.
فاطمه علیهاسلام یک‌سوم آن پشم را ریسید و یک صاع جو از شمعون گرفت. آن را آرد کرد و با آن پنج قرص نان پخت؛ برای هر نفر یک قرص نان.

علی علیه السلام نماز مغرب را با پیامبر خدا گزارد و به منزل آمد. سفره را گستردند و هر پنج نفر سر سفره نشستند. هنگامی که امیرالمومنین اولین تکه را کند، ناگاه مسکینی در خانه را زد و گفت:
السلام علیکم یا اهل بیت محمد. من مسلمان مسکینی هستم. از آنچه می‌خورید به من بخورانید. خداوند از نعمت‌های بهشت به شما بدهد!» همه اهل خانه هر پنج قرص نان را به مسکین دادند، شب را گرسنه خوابیدند و چیزی جز آب نخوردند.

فردای آن روز را نیز روزه گرفتند. فاطمه سلام الله علیها یک سوم دیگر از پشم را ریسید و یک صاع دیگر از جو را آرد کرد و پنج قرص نان پخت. بعد از نماز مغرب، همین که سر سفره نشستند، یتیمی به در خانه آمد و گفت:
السلام علیکم اهل بیت محمد. من یتیمی مسلمان هستم. از آنچه می‌خورید به من نیز بدهید. خداوند شما را از نعمت های بهشتی اطعام کند.همه اهل خانه، آن شب را نیز گرسنه سپری کردند و چیزی جز آب نخوردند.

فردا نیز همین اتفاق تکرار شد و این بار اسیری از مشرکین به در خانه آمد و گفت:
السلام علیکم یا اهل بیت محمد ما را اسیر می کنید و به بند می کشید، اما به ما غذا نمی‌دهید؟ آن شب نیز همه نان‌های خود را به اسیر دادند و با آب افطار کردند و گرسنه خوابیدند.

فردای آن روز علی، حسن و حسین را نزد رسول خدا برد. آنها از فرط گرسنگی مانند جوجه به خود می لرزیدند. پیامبر با دیدن آنان فرمود:« ای اباالحسن، حالت شما مرا سخت ناراحت می کند. نزد دخترم فاطمه برویم.»نزد فاطمه رفتند و دیدند او در محراب خود، از گرسنگی دچار ضعف شدیدی شده و چشمانش گود افتاده است.

پیامبر او را به سینه چسباند و گفت: « به خدا پناه می‌برم. شما سه روز است که گرسنه‌اید!»
جبرئیل نازل شد و گفت: « ای محمد، آنچه را خداوند برای تو در باره اهل بیت مهیا ساخته است، بگیر.» پیامبر فرمود: چیست؟
جبرئیل آیات آغازین سوره‌ی « هل اتی » را قرائت کرد تا رسید به آیه «انّ هذا کان لکم جزاء و کان سعیکم مشکورا.»
img/daneshn ameh_up/7/71/1602.jpg

در روایتی دیگر از امام باقر علیه السلام آمده است که جبرئیل در روز چهارم با ظرفی پر از گوشت فرود آمد. اهل بیت از آن خوردند تا سیر شدند ، ولی چیزی از غذا کاسته نشد. حسین علیه السلام با مقداری از آن غذا از خانه خارج شد. زنی یهودی به او گفت:
شما که همیشه در گرسنگی به سر می برید این غذا از کجاست؟ مقداری از آن به من بده.

حسین علیه السلام دست خود را دراز کرد که غذا را به او بدهد اما جبرئیل فرود آمد و غذا را از دست حسین گرفت و به سوی آسمان برد. پیامبر خدا فرمود:
اگر حسین نخواسته بود از این غذا به آن زن بدهد، این ظرف غذا تا روز قیامت نزد اهل بیتم باقی بود؛ از آن می‌خوردند و هیچ‌گاه چیزی از آن کم نمی شد.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ش، 25/06/96 - 09:01
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
سوره هل أتی در كجا نازل شده است؟

تمام مفسرین شیعه و اكثر مفسرین اهل سنت عقدیده دارند كه این سوره در مدینه نازل شده است و ازجمله سور مدنی است. كلمه "اسیر" مؤید خوبی برای قول مشهور است ؛زیرا این كلمه در مكه كاربرد نداشت و بعد ازجنگ بدر و احد بود كه مسلمانان موفق به گرفتن اسیر شدند و این واژه كاربرد پیدا نمود.

سوره‏ی هل اتی در اشعار شاعران

شاعران كه اعضای حساس جامعه هستند، همیشه حوادث مهم تاریخی را در قالب شعر از خود به یادگار گذاشته اند. نازل شدن سوره هل اتی در شأن اهل بیت(ع) نیز یكی از حوادث مهم تاریخی بوده است كه توجه شاعران را به خود جلب كرده است.

«شافعی 87; امام مذهب شافعیه درباره این داستان چنین سروده است:

الی مَ الی مَ و حتی متی *** اعاتب فی حب هذا الفتی

فهل زوجت فاطمه غیره *** و فی غیره هل أتی هل أتی

یعنی: « تا كی و تا چه وقت و تا چه زمانی در راه دوستی این جوانمرد (علی) باید ملامت بشوم. آیا جز او كسی به همسری فاطمه (س) برگزیده شد؟ آیا سوره هل اتی درباره دیگری نازل شد؟»

«ابن معتوق» مصری نیز در شعری كه در باره اهل بیت (ع) سروده است این فضیلت را این گونه یاد آوری می كند:

سل الحوامیم هل فی غیرهم نزلت *** و هل أتی، هل أتی الا بمدحهم

یعنی: «سؤال كن آیا (حوامیم) درباره غیر اهل بیت(ع) نازل شده است؟ و مگر سوره هل اتی در مدح اهل بیت (ع) نازل نشده است؟»

«عب دالباقی عمری فاروقی» از مشهورترین شعرای قرن سیزدهم هجری ویكی از بزرگان ادباء عراق در عهد عثمانی كه نسبش با سی و شش واسطه به عمر بن خطاب می رسد این شعر را سروده است:

وسائل هل اتی نص بحق علی *** اجبته (هل اتی) نص بحق علیٍِ

فظننی اذغدا متی الجواب له *** عین السؤال صدی من صفحة الجبلٍ

ومادری لادری جدا و لاهزلاً *** انی بذاك اردت الجد بالهزل

یعنی: « پرسش‏کننده‏ای پرسید: آیا آیه‏ای در شأن علی نازل شده است؟ جواب دادم، هل اتی نص خداوند بر فضیلت اوست. وقتی دید جواب من ـ در لفظ ـ عین سؤال اوست، تصور كرد كه كوه صدا را منعكس كرد. جدا ندانست كه من شوخی نكردم؛ بلكه به طور جدی حقیقتی را در جواب او گفتم.»

«ف رید الدین عطار» در باره این داستان چنین سروده است:

گذشته زین جهان وصف سَنانش *** گذشته زان جهان وصف سه نانش

نتیجه
با توجه به آراء علمای شیعه و اكثر علمای اهل سنت و ... این سوره ـ یا حداقل آیات اول آن ـ در شأن اهل بیت (ع) نازل شده است. اما این که عده ای تلاش دارند بدون سند و مدرک، اقوال شاذ و نادر را را بر اقوال مشهور ترجیح دهند؛ نشان گر اوج مظلومیت اهل بیت (ع) است؛ زیرا همین افراد با صد ها اما واگر تلاش دارند برای دیگران فضیلت‏سازی کنند! ولی برای اهل بیت(ع) باتمام توان، فضیلت‏سوزی را پیشه خود ساخته اند! واقعا که تعصب و نادانی انسان ها را کر و کور می سازد.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ش، 25/06/96 - 09:00
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
نظر اهل سنت

گرچه متأسفانه عده‏ای اندک از متعصبان، به انحاء مختلف تلاش داشته و دارند که فضائل و مناقب اهل بیت(ع) را انکار نمایند واقوال شاذ و نادر را بر اقوال مشهور ترجیح دهند، اما علما و مفسران درجه یک اهل‏سنت، بر اینکه تمام، یا بخشی از این سوره در مدح و مقبت اهل بیت پیامبر(ص) است، صحه گذاشته‏اند؛ از جمله:

1. «فخر رازی» ـ عالم بزرگ سنی قرن ششم هجری ـ در تفسیر کبیر می‏نویسد: «واحدی در کتاب البسیط نوشته است که این آیه در حق علی نازل شده است. صاحب تفسیر کشاف ]زمخشری [نیز این قصه را از ابن عباس نقل کرده و گفته است که این سوره را جبرئیل برای پیامبر نازل کرد و گفت: "یا محمد! این سوره را که درباره اهل‏بیت توست بگیر"». (الامام الفخر الرازی؛ التفسیر الکبیر؛ دار احیاء التراث العربی، بیروت: بی‏تا؛ ج15، ص 243 و 244)

2. «ابوالفرج جوزی» ـ عالم سنی قرن ششم هجری ـ در تفسیرش زاد المسیر نوشته است: «درباره این آیات دو قول است: قول اول این است که این آیه در حق علی بن ابی‏طالب نازل شده است که یک شب کامل اجیر شد و درختان نخل را آب داد و در مقابل مقداری آرد جو گرفت. وی یک‏سوم آن را آرد کرد و نان پخت؛ اما مسکینی آمد و غذا را به او دادن. سپس یک‏سوم دیگر را نان پخت اما یتیمی آمد و نان را به او داد. سپس یک‏سوم باقیمانده را نان پخت امااسیری از مشرکین آمد و دیگربار نان را به او دادن. در اینجا این آیات نازل شد». (الامام ابوالفرج جلال‏الدین الجوزی القرشی البغدادی؛ زاد المسیر فی علم التفسیر؛ المکتب الاسلامی، بیروت: 1987م.؛ ج8، ص 432)

3. «جلال‏الدین سیوطی» ـ دانشمند بزرگ سنی در قرن نهم هجری ـ در تفسیرش الدر المنثور آورده است: «این آیه در حق علی بن ابی‏طالب و فاطمه بنت رسول الله(ص) نازل شده است». (جلال‏الدین عبدالرحمن بن ابی‏بکر السیوطی؛ الدر المنثور فی تفسیر المأثور؛ دارالکتب العلمیه، بیروت: 2000 م. ؛ ج6، ص 485)

4. «شوکانی» ـ مفسر بزرگ سنی قرن دوازدهم هجری ـ در تفسیرش فتح القدیر نوشته است: «این آیه در حق علی بن ابی‏طالب و فاطمه بنت رسول الله (ص) نازل شده است». (الشوکانی؛ فتح القدیر ؛ عالم الکتب، بی‏جا: بی تا؛ ج5، ص 346)

5. «امام احمد بن عجیبه» ـ مفسر سنی قرن سیزدهم هجری ـ در تفسیرش البحر المدید پس از نقل داستان انفاق، نوشته است: «زمخشری و جمهور مفسرین، این داستان را برای شأن نزول این آیه ذکر کرده اند؛ و تنها ترمذی در کتاب نوادر، آن را انکار کرده است» و سپس خود امام ابن عجیبیه، پاسخ ترمذی را داده است. (الامام ابن عجیبة؛ البحر المدید فی تفسیر القرآن المجید؛ دارالکتب العلمیة؛ بیروت: 2002 م. ؛ ج8، ص 197-198)

«علام ه امینی» داستان شأن نزول هل اتی را از 34 تن از علمای اهل سنت نقل كرده است. همچنین «علامه شوشتری» همین داستان را از 75 كتاب معتبر اهل سنت نقل كرده است. تمام این افراد قبول دارند كه این سوره در شأن اهل بیت (ع) نازل شده است.

سوره هل أتی در كجا نازل شده است؟

تمام مفسرین شیعه و اكثر مفسرین اهل سنت عقدیده دارند كه این سوره در مدینه نازل شده است و ازجمله سور مدنی است. كلمه "اسیر" مؤید خوبی برای قول مشهور است ؛زیرا این كلمه در مكه كاربرد نداشت و بعد ازجنگ بدر و احد بود كه مسلمانان موفق به گرفتن اسیر شدند و این واژه كاربرد پیدا نمود.

سوره‏ی هل اتی در اشعار شاعران

شاعران كه اعضای حساس جامعه هستند، همیشه حوادث مهم تاریخی را در قالب شعر از خود به یادگار گذاشته اند. نازل شدن سوره هل اتی در شأن اهل بیت(ع) نیز یكی از حوادث مهم تاریخی بوده است كه توجه شاعران را به خود جلب كرده است.

«شافعی 87; امام مذهب شافعیه درباره این داستان چنین سروده است:

الی مَ الی مَ و حتی متی *** اعاتب فی حب هذا الفتی

فهل زوجت فاطمه غیره *** و فی غیره هل أتی هل أتی

یعنی: « تا كی و تا چه وقت و تا چه زمانی در راه دوستی این جوانمرد (علی) باید ملامت بشوم. آیا جز او كسی به همسری فاطمه (س) برگزیده شد؟ آیا سوره هل اتی درباره دیگری نازل شد؟»

«ابن معتوق» مصری نیز در شعری كه در باره اهل بیت (ع) سروده است این فضیلت را این گونه یاد آوری می كند:

سل الحوامیم هل فی غیرهم نزلت *** و هل أتی، هل أتی الا بمدحهم

یعنی: «سؤال كن آیا (حوامیم) درباره غیر اهل بیت(ع) نازل شده است؟ و مگر سوره هل اتی در مدح اهل بیت (ع) نازل نشده است؟»

«عب دالباقی عمری فاروقی» از مشهورترین شعرای قرن سیزدهم هجری ویكی از بزرگان ادباء عراق در عهد عثمانی كه نسبش با سی و شش واسطه به عمر بن خطاب می رسد این شع
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ش، 25/06/96 - 08:58
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
25 ذی الحجه
انفاق، ایثار، سخاوت و جود امیرالمؤمنین علی(ع) و اهل بیت پیامبر(ص) زبانزد خاص و عام و حتی دشمنان آنان است. آیات قرآن کریم هم ـ مانند آیه‏ی ولایت (آیه 55 سوره مائده) و نیز سوره مبارکه‏ی انسان ـ گواه انفاق، ایثار، جود و سخاوت علی(ع) و خانواده بزرگوارش هستند.

سوره‏ی انسان درباره چه كسانی نازل شده است؟

سوره انسان هفتاد و ششمین سوره قرآن کریم است و در جزء 29 قرار دارد. این سوره نام‌های مدیگری نیز دارد که مشهورترین آنها «دهر» و «هل اتی» است.

تمامی علماء و مفسرین شیعه، و نیز اكثر علماء و مفسرین اهل سنت بر این باورند كه سوره‏ی انسان در مدح و شأن اهل‏بیت(ع) نازل شده است؛ اما برخی می‏گویند که کل سوره را جبرئیل در شأن اهل‏بیت(ع) به پیامبرش هدیه کرد، و برخی می‏گویند که تنها آیات 7 تا 11 ـ یعنی « یُوفُونَ بِالنَّذر وَیَخَافُونَ یَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِیرًا ؛ ویُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا ؛ إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلَا شُكُورًا ؛ إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا یَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِیرًا و ...» ـ در شأن اهل بیت(ع) است.

شأن نزول این سوره

امام حسن و امام حسین ـ علیهما السلام ـ در کودکی بیمار شدند. رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ همراه دو نفر از اصحاب از آنها عیادت کرد. یکی از اصحاب به علی علیه السلام عرض کرد: « چه خوب بود برای شفای دو فرزندت نذری برای خدا می‏کردی».

حضرت علی ـ علیه السلام ـ فرمود: «نذر می‌کنم اگر خوب شدند سه روز را روزه بگیرم». فاطمه(س) نیز چنین گفت. امام حسن و حسین علیهما السلام هم گفتند: « ما نیز سه روز روزه می گیریم.» فضه، کنیز آنان، نیز همین نذر را کرد.

چندی نگذشت که حسن و حسین ـ علیهما السلام ـ شفا یافتند. همه به نذر خود وفا کردند و روزه گرفتند، اما برای افطار چیزی در خانه نبود. لذا علی(ع) مقداری پول تهیه کرد(1) و آرد خرید.

علی علیه السلام نماز مغرب را با پیامبر خدا گزارد و به منزل آمد. سفره را گستردند و هر پنج نفر سر سفره نشستند. هنگامی که امیرالمومنین اولین تکه را برداشت، مسکینی در خانه را زد و گفت: «السلام علیکم یا اهل بیت محمد! من مسلمان مسکینی هستم. از آنچه می‌خورید به من بخورانید. خداوند از نعمت‌های بهشت به شما بدهد!» همه اهل خانه هر پنج قرص نان را به مسکین دادند، شب را گرسنه خوابیدند و چیزی جز آب نخوردند.

فردای آن روز را نیز روزه گرفتند. فاطمه سلام الله علیها یک سوم دیگر از آرد کرد و پنج قرص نان پخت. بعد از نماز مغرب، همین که سر سفره نشستند، یتیمی به در خانه آمد و گفت: « السلام علیکم اهل بیت محمد! من یتیمی مسلمان هستم. از آنچه می‌خورید به من نیز بدهید. خداوند شما را از نعمت های بهشتی اطعام کند.» همه اهل خانه، آن شب را نیز گرسنه سپری کردند و چیزی جز آب نخوردند.

فردا نیز همین اتفاق تکرار شد و این بار اسیری از مشرکین به در خانه آمد و گفت:« السلام علیکم یا اهل بیت محمد! ما را اسیر می کنید و به بند می کشید، اما به ما غذا نمی‌دهید؟» آن شب نیز همه نان‌های خود را به اسیر دادند و با آب افطار کردند و گرسنه خوابیدند.

فردای آن روز رسول خدا(ص) حسن و حسین را دید که از فرط گرسنگی مانند جوجه به خود می لرزیدند. پیامبر با دیدن آنان فرمود:« ای اباالحسن! حالت شما مرا سخت ناراحت می‏کند. نزد دخترم فاطمه برویم.» نزد فاطمه(س) رفتند و دیدند او در محراب خود، از گرسنگی دچار ضعف شدیدی شده و چشمانش گود افتاده است. پیامبر(ص) او را به سینه چسباند و گفت: «به خدا پناه می‌برم. شما سه روز است که گرسنه‌اید!»

جب رئیل نازل شد و گفت: «ای محمد! آنچه را خداوند برای تو در باره اهل بیت مهیا ساخته است، بگیر.»

پیامبر (ص)فرمود: «چیست؟»

& #171;جبرئیل» آیات آغازین سوره‌ی « هل اتی » را قرائت کرد تا رسید به آیه « انّ هذا کان لکم جزاء و کان سعیکم مشکورا.»(2)

نظ ر اهل سنت

گرچه متأسفانه عده‏ای اندک از متعصبان، به انحاء مختلف تلاش داشته و دارند که فضائل و مناقب اهل بیت(ع) را انکار نمایند واقوال شاذ و نادر را بر اقوال مشهور ترجیح دهند، اما علما و مفسران درجه یک اهل‏سنت، بر اینکه تمام، یا بخشی از این سوره در مدح و مقبت اهل بیت پیامبر(ص) است، صحه گذاشته‏اند؛ از جمله:

1. «فخر رازی» ـ عالم بزرگ سنی قرن ششم هجری ـ در تفسیر کبیر می‏نویسد: «واحدی در کتاب البسیط نوشته است که این آیه در حق علی نازل شده است. صاحب تفسیر کشاف ]زمخشری [نیز این قصه را از ابن عباس
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
پ، 23/06/96 - 09:09
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
ای صبا گر بگذری از کوی مهرافشان دوست
یار ما را گو سلامی، دل همیشه تنگ اوست

ذَٰلِكَ الَّذِی یُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ۗ قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَىٰ ۗ...

این است چیزى كه خدا آن را به بندگانش كه ایمان آورده و كارهاى شایسته انجام داده‏اند مژده مى‏دهد .بگو : از شما [در برابر ابلاغ رسالتم] هیچ پاداشى جز مودّت نزدیكانم را [كه بنابر روایات معتبر اهل بیت ـ علیهم السلام ـ هستند] نمى‏خواهم ... .
شوری آیه 23
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
پ، 23/06/96 - 08:53
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
" فاستقم کما امرت ... " « استقامت کن آن چنان که به تو دستور داده شده » میدانی استقامت چیست ؟ استقامت نه این است که دیوار باشی و جلوی هر چیز خشک و نرم و سفت و ... به ایستی بلکه استقامت این است که دریا باشی . هر چیزی را بپذیری همانگونه که با تو برخورد میکنن و تو همان باشی که بودی . میدانی صبر چیست؟ نه این است که سنگ باشی . بلکه این است که ایوب باشی . این دوای درد بی قراری را دوست نداریم ، از تلخی اش می هراسیم و از دستش که دادیم بی قراری توشه مان است و دیگر نه ایوبیم و نه مومن. پس استقامت کنیم آن چنان که امر فرموده است ، ایوب باشیم و مومن نه آنگونه که نشان می دهیم ، بلگه آنگونه که در تنهایی های خویش هستیم .
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
د، 20/06/96 - 17:08
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
دو سوره در قرآن با کلمه ویل شروع شده است!

ویل شدیدترین تهدیدِ قرآن است.

و آن دو آیه شریفه عبارتند از:
«وَیلٌ لِّلمُطفِّفِینَ» ... یعنی ... وای بر کم فروشان!
«وَیلٌ لِّکُلِّ هُمَزةٍ لمَزَةٍ» ... یعنی‌ ... وای بر عیب‌جویانِ طعنه‌زننده

اولی در مورد مال مردم است
و دومی در مورد آبروی مردم است،

«مراقب هر دو باشیم»
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
د، 20/06/96 - 08:59
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
ﺩﻭﺍﺯﺩﻩ ﻭﯾﮋﮔﯽِ ﺳﺨﻦ ﺧﻮﺏ، ﺍﺯ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﻗﺮﺁﻥ ﮐﺮﯾﻢ

1. حرفی که می زنیم ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ﺑﺎﺷﺪ: ﻻ ﺗَﻘْﻒُ ﻣﺎ ﻟَﻴْﺲَ ﻟَﻚَ ﺑِﻪِ ﻋِﻠْﻢٌ (36 اسراء).

2. با یکدیگر به نرمی سخن بگوییم (تا حرفمان موثر باشد) : ﻗَﻮْﻻً ﻟَّﻴِّﻨﺎً (44 طه).

3. ﺣﺮﻓﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﻢ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻫﻢ ﻋﻤﻞ ﮐﻨﯿﻢ: ﻟِﻢَ ﺗَﻘُﻮﻟُﻮﻥَ ﻣَﺎ ﻻ ﺗَﻔْﻌَﻠُﻮﻥَ (2 صف).

4. ﻣﻨﺼﻔﺎﻧﻪ و عادلانه سخن بگوییم: ﻭَ ﺇِﺫَﺍ ﻗُﻠْﺘُﻢْ ﻓَﺎﻋْﺪِﻟُﻮﺍ (152 انعام).

5. ﺣﺮﻓﻤﺎﻥ استوار و محکم (و با دلیل) ﺑﺎﺷﺪ: ﻗَﻮْﻟًﺎ ﺳَﺪِیداً (9 نساء).

6. با گفتار نرم و آمیخته با لطف سخن بگوییم: ﻗَﻮْﻻً ﻣَّﯿْﺴُﻮﺭﺍً (28 اسراء).

7. ﮐﻼممان ﺭﺳﺎ ﺑﺎﺷﺪ تا در دلها بنشیند: ﻗَﻮْﻻً بَلیغاً (63 نساء).

8. با یکدیگر به ﺯﯾﺒﺎیی سخن بگوییم: وَ ﻗُﻮﻟُﻮا لِلنّاسِ ﺣُﺴﻨﺎً (83 بقره).

9. برای سخن گفتن، ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﮐﻠﻤﺎﺕ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﯿﻢ: ﯾَﻘُﻮﻝُ ﺍﻟَّﺘﯽ ﻫِﯽَ ﺃﺣْﺴَﻦ (53 اسراء).

10. با گفتار خوش و نیکو با یکدیگر برخورد کنیم: ﻭَ ﻗُﻮﻟُﻮﺍ ﻟَﻬُﻢ ﻗَﻮﻻً ﻣَﻌﺮﻭﻓﺎً (5 نساء).

11. در گفتگو و معاشرت، رعایت احترام و بزرگداشت دیگران را بنماییم: ﻗَﻮﻻً ﻛَﺮﻳﻤﺎً (23 اسراء).

ِ12. تلاش کنیم ﺗﺎ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ، سخنان پاکیزه ﺑﺎﺏ ﺷﻮﺩ: وَ ﻫُﺪﻭﺍ ﺍِﻟﯽَ ﺍﻟﻄَّﯿِّﺐِ ﻣِﻦَ ﺍﻟﻘَﻮﻝِ (24 حج)
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
د، 20/06/96 - 08:51
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
در حقیقت كسانى كه كتاب خدا را مى‏ خوانند و نماز برپا مى‏ دارند و از آنچه بدیشان روزى داده ‏ایم نهان و آشكارا انفاق مى‏ كنند امید به تجارتى بسته‏ اند كه هرگز زوال نمى‏ پذیرد

إِنَّ الَّذِینَ یَتْلُونَ كِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِیَةً یَرْجُونَ تِجَارَةً لَّن تَبُورَ(۲۹:فاطر)
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ی، 12/06/96 - 09:04
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
یکی از تعبیرهایی که قرآن کریم درباره انسان دارد، مثال زدن انسان به درخت است. خدا به دو درخت انسان را تشبیه ‏کرده است: از یک درخت به شجره طیبه (پاک) تعبیر کرده و از درخت دیگر به شجره خبیثه (ناپاک) تعبیر فرموده است. ‏
خداوند متعال در سوره ابراهیم قرآن کریم، وجود مؤمن را به درخت پاک و پرباری تشبیه می نماید و می فرماید: «أَلَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللَهُ مَثَلاً کَلِمَةً طَیبَةً کَشَجَرَةٍ طَیبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَ فَرْعُهَا فِی‌ السمَآءِ، آیا ندیدی خدا چگونه مثل زده است؟ گفتار و اعتقاد پاکیزه مانند درختی پاک است که ریشه اش استوار و شاخه اش در آسمان است» (آیه 24).


«وَ مَثَلُ کَلِمَةٍ خَبِیثَةٍ کَشَجَرَةٍ خَبِیثَةٍ اجْتُثتْ مِن‌ فَوْقِ الاْرْضِ مَا لَهَا مِن‌ قَرَارٍ، و مثل گفتار ناپاک چون درختی ناپاک است که از روی زمین کنده شده و قراری ندارد» (ابراهیم/26). اما مَثل‌ انسان‌ کافر منکر معاند، انسان‌ ظالم‌ و متعدی‌ و متجاوز ـ که‌ نه‌ تنها خود از وجود خود بهرمند نمی‌شود بلکه‌ موجب‌ محرومیت‌ ابناء نوع‌، از ماء مَعین‌ چشمه‌ زلال‌ حقیقت‌ میگردد ـ مانند درخت‌ خبیث‌ و منکری‌ است‌ که‌ از زمین‌ یکباره‌ کنده‌ شده‌ و ریشه‌هایش‌ بدون‌ ربط‌ با مبدأ خود، بدون‌ هیچ‌ اعتماد و اتکالی‌ به‌ روی‌ زمین‌ افتاده‌ است‌ و قرار و ثباتی‌ ندارد. مرد کافر و ظالم‌ و بدون‌ ربط‌ با عالِم‌ السر و الخفیات‌، مانند چنین‌ درخت‌ خشک‌ و بی‌بهره‌ و بدون‌ ربط‌ با کانون‌ تغذی‌ و اشراب‌ است‌. اینها افرادی‌ هستند که‌ باطن‌ خود را تطهیر نکرده‌اند؛ درون‌ آنها متلوث‌ به‌ انواع‌ رذائل‌ و صفات‌ زشت‌ است‌. در امور، متردد و متلون‌؛ و دربارة‌ ذات‌ حضرت‌ قیوم‌، در شک و رَیب‌؛ و نسبت‌ به‌ بنی‌ نوع‌ خود، متکبر و خودپسند و از خود راضی‌؛ و نسبت‌ به‌ حقائق‌ و امور اصیله‌، شکاک‌؛ و اعتماد آنان‌ بر امور واهیه‌ و بی‌بنیان‌ است‌. گرچه‌ در دنیا و امور اجتماعیه‌ دارای‌ شخصیت‌ و اعتبار و جاه‌ و شوکت‌ و نفوذ کلمه‌ و قدرت‌ باشند، ولی‌ در عالم‌ واقع‌ و در میزان‌ سنجش‌ واقعیات‌، بی‌مغز و تهی‌ و بی‌ارزش‌ و سبک‌ و بدون‌ أصالتند.
نقل قول از: معصومه ملکی (1396/18/11 - 22:18):
سلام
یه نکته لطیفی در مورد یکی از آیه های سوره عنکبوت خوندم که خیلی جالبه:

مثل آنانکه غیر خدا را ولی خود گرفتند مانند عنکبوت است که خانه ای ساخت، همانا سست ترین خانه ها، خانه عنکبوت است.

فعل ساختن بصورت مؤنث بکار برده شده به تازگی خوندم که گویا عنکبوت ماده از تارهاش برای ساختن خونه استفاده میکنه و عنکبوت نر از تارهاش برای ترمیم یا جابجایی استفاده میکنه‌...
یه مطلب دیگه سست بودن خونه عنکبوته، بعد از به دنیا اومدن تخم ها، عنکبوت ماده، جفتش رو از خونه بیرون‌میکنه یا میخوره و عنکبوتهای تازه متولد شده مادرشون رو میخورن و اینه سستی خونه عنکبوت...
خونه و کانون خانواده که باید محل امن و آرامش باشه از هم میپاشه و اینطوره که خداوند میفرماید سست ترین خونه ها خونه عنکبوته...
امثال این تعابیر ظریف تو قرآن حتما زیاده و حتما شما خانم احمری عزیز بهتر میدونید...

سپاس
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
http://منظور این تاییپک حضور قران هر چند اندک در محاروه های اینترنتی است
- - -
     
 
2

امتیاز پاسخ
[imgExp]

معصومه ملکی
ش، 11/06/96 - 22:18
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
سلام
یه نکته لطیفی در مورد یکی از آیه های سوره عنکبوت خوندم که خیلی جالبه:

مثل آنانکه غیر خدا را ولی خود گرفتند مانند عنکبوت است که خانه ای ساخت، همانا سست ترین خانه ها، خانه عنکبوت است.

فعل ساختن بصورت مؤنث بکار برده شده به تازگی خوندم که گویا عنکبوت ماده از تارهاش برای ساختن خونه استفاده میکنه و عنکبوت نر از تارهاش برای ترمیم یا جابجایی استفاده میکنه‌...
یه مطلب دیگه سست بودن خونه عنکبوته، بعد از به دنیا اومدن تخم ها، عنکبوت ماده، جفتش رو از خونه بیرون‌میکنه یا میخوره و عنکبوتهای تازه متولد شده مادرشون رو میخورن و اینه سستی خونه عنکبوت...
خونه و کانون خانواده که باید محل امن و آرامش باشه از هم میپاشه و اینطوره که خداوند میفرماید سست ترین خونه ها خونه عنکبوته...
امثال این تعابیر ظریف تو قرآن حتما زیاده و حتما شما خانم احمری عزیز بهتر میدونید...
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ش، 11/06/96 - 17:27
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
أَلا إِنَّ أَوْلِیَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ
آگاه باشید که بر دوستان خدا بیمی نیست و غمگین نمی شوند ...

┘◄ سوره : یونس آیه : 62
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -


 
     
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به شرکت فرایند سازان توسعه می باشد.
Protected under Iranian Copyright laws - (C) 2010 IrExpert.ir - Privacy Policy (in Persian)