پرسش و پاسخ
 
* پرسش   HyperLink HyperLink
 
 
     
   
     
   
عنوان پرسش: ظریفه های قرآنی
شرح پرسش: دل مومن
از عالمی پرسیدند: قول خدای عزوجل که فرموده است:
"و چاههای متروک و کوشکهای افراشته" (سوره حج _( 45 اشاره به چه دارد و مراد چیست؟
عالم گفت: "چاههای متروک" دل کافر است که فارغ از گفتن "لا اله الا ا..." است. و همچنین "کوشکهای افراشته" دل مومن است که همواره به گفتن "لا اله الا ا..." مشغول است.
حتما از این ظریفانه های قرانی شنیده اید
شما هم لطف بفرمایید مشارکت نمایید.
باسپاس
مطمئن باشید تک تک نکات شما متخصصین را با دقت می خوانم .
فایل مرتبط: - - -
لینک مرتبط: - - -
وضعیت سوال: در انتظار پاسخ
 
 
گروه تخصصی: همه موارد زمان ثبت سوال: یکشنبه، 21 دی 1393 - 09:44:18 تعداد بازدید: 3254 تعداد پاسخ: 622
 
     
 
* پاسخ جدید  
 
 
     
 


 
     
 
پاسخ:  
   
فایل مرتبط: (حد اکثر 4 مگابایت)
لینک مرتبط:
 
 
پیام مدیریت در خصوص درج پاسخها

 
     
 
* مشخصات متخصص جدیدترین  -  قدیمی ترین  - امتیاز
 
 
     
 
3

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ی، 18/04/96 - 18:02
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
.. و هر کس تقوای الهی پیشه کند خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‏کند. و او را از جائی که گمان ندارد روزی می‏دهد، و هر کس بر خداوند توکل کند کفایت امرش را می‏کند، خداوند فرمان خود را به انجام می‏رساند، و خدا برای هر چیزی اندازه‏ ای قرار داده است.

سوره الطلاق/آیات 2 و 3
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
3

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ی، 18/04/96 - 18:01
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
یا آنها به آسمانی که بالای سرشان است نگاه نکردند که چگونه ما آنرا بنا کرده‏ ایم؟ و چگونه به وسیله ستارگان زینت بخشیده‏ ایم؟ و هیچ شکاف و ناموزونی در آن نیست.

سوره ق/آیه 6
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
3

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ی، 18/04/96 - 12:53
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
آدمهای بدی نبودند

آدمهای احمقی بودند

آنهایی که می گفتند: ... عُزَیْرٌ ابْنُ اللَّهِ ... الْمَسِیحُ ابْنُ اللَّهِ ... (30) توبه


آنها نگران تنهایی خدا بودند!!

و این پیش از آنکه چیزی را برای خدا اثبات کند، بیانگر نیاز جدی و شدید خود انسان به وجود فرزند است!


آری فرزند نعمتی عظیم که به اشاره ی سوره ی کوثر باید به شکرانه ی آن نماز خواند و نحر نمود!

قدر این عطیه ی الهی رو بیش از پیش بدانیم و ارج بنهیم...


رسول الله (صلى الله علیه وآله):

الولد الصالح ریحانة من الله قسمها بین عباده ... - بحارالانوار ج 43 ص 306 -

حضرت رسول فرمودند: فرزند صالح گلی ست از طرف خدا که بین بندگانش پراکنده فرموده است.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
5

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
پ، 15/04/96 - 18:11
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
گفت:
من غم و اندوهم را تنها به خدا می‌گویم
و شكایت نزد او می‌برم!
و از خدا چیزهایی می‌دانم كه شما نمی‌دانید!
یوسف_٨۶
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
5

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
پ، 15/04/96 - 18:07
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
بگو بارالها

من از وسوسه شیاطین
به تو پناه می آورم

و هم به تو پناه می برم بارخدایا

از آنکه شیاطین به مجلسم حضور یابند
و مرا از یاد تو غافل سازند

مومنون ٩٧,٩٨
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
5

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
پ، 15/04/96 - 18:05
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
"أَلَمْ یَعلَمْ بِاَنَّ اللهَ یَرے"
درمکانی که کنے قصدگناه
گر کندکودکی از دور نگاه
شرمت آید، ز گنه در گذری
پرده عصمت خود را ندری
شرمت نآید ز خداوند جهان؟
ڪه بود آگه ز اسرار نهان
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
5

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
پ، 15/04/96 - 18:04
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
اهمیت نماز اول وقت

" و آنان كه به آخرت ایمان آوردند به این كتاب نیز ایمان خواهند آورد و آنها (اوقات) نمازشان را محافظت می‏نمایند".

سو ره انعام آیه 92
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
5

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
پ، 15/04/96 - 18:03
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
‍ أَلَمْ یَرَوْا إِلَى الطَّیْرِ مُسَخَّرَاتٍ فِی
جَوِّ السَّمَاءِ مَا یُمْسِكُهُنَّ إِلَّا اللَّهُ
إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ

آیا به سوى پرندگانى كه در فضاى آسمان
رام شده‏ اند ننگریسته‏ اند جز خدا كسى
آنها را نگاه نمى دارد
راستى در این [قدرت‏ نمایى] براى
مردمى كه ایمان مى ‏آورند نشانه‏ هایى است

ایه 79 ملک
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
5

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
پ، 15/04/96 - 10:25
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
مرحوم شیخ رجبعلی خیاط میفرمود:

بطری وقتی پر است و می‌خواهی خالی اش کنی، خمش می‌کنی.
هر چه خم شود خالی تر می‌شود. اگر کاملا رو به زمین گرفته شود سریع تر خالی می‌شود.
دل آدم هم همین طور است، گاهی وقت‌ها پر می‌شود از غم، از غصه،از حرف‌ها و طعنه‌های دیگران.
قرآن می‌گوید: "هر گاه دلت پر شد از غم و غصه ها، خم شو و به خاک بیفت." این نسخه‌ای است که خداوند برای پیامبرش پیچیده است: "ما قطعا می‌دانیم و اطلاع داریم، دلت می‌گیرد، به خاطر حرف‌هایی که می‌زنند."
"سر به سجده بگذار و خدا را تسبیح کن"
سوره حجر آیه ۹۸...
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
5

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ی، 11/04/96 - 10:04
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
«و تحبـــــــــــــــــون المال حبــــــــــــــــــــــا جمــــــــــــــا» (فجر/20)
.
شمـــــــ ــــــــــــــــا مال را خیلى دوســــــــــــــــــــــت دارید.
.
.
. .
.

كسى كه به مال، خیلى علاقه مند باشد،
در هنگام مرگ فشار بیشترى مى بیند;
زیرا باید هنگام مرگ همه علاقه هاى دنیوى را رها كند.
گاهى ممكن است اصل مال كم باشد،
ولى علاقه به آن زیاد باشد.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
5

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ی، 04/04/96 - 09:30
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
درنگ در کلام حق 30-ابتلا بستر رشد عالم


"فَ أَمَّا الإِنسَانُ إذَا مَا ابْتَلاَهُ رَبُّهُ فَأَکْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّى أَکْرَمَنِ"- فجر 15تا 30- وقتی خدای متعال انسان را مبتلا می­کند به او نعمت می­دهد، مغرور می‌شود و می‌گوید خدا من را گرامی داشته و می‌خواسته به خواسته‌هایم برسم و هوس‌هایم را تأمین کنم و امکانات در اختیار من قرار داده است که راه خودم را بروم، "وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلاَهُ فَقَدَرَ عَلَیهِ رِزْقَهُ فَیقُولُ رَبِّی أَهَانَنِ» خدا اگر بر او سخت بگیرد و تنگ بگیرد معاش را، می‌گوید خداوند به من اهانت کرده و مرا حقیر و کوچک شمرده است و قرآن می‌فرماید اینطوری نیست "کَلاَّ" نه آن تحقیر است و نه آن تکریم، نه آن توهین است و نه تلقی اول درست است، هر دو اشتباه است این امکانات آنجاهایی که به شما داده‌ایم برای یک کار دیگری بود اگر از آن امکان استفاده کرده‌اید بهره‌تان را برده‌اید اگر استفاده نکرده‌اید اکرامی نیست.

پس این تعلیم قرآن است لذا می‌فرماید شمایی که می‌گویید خدا ما را گرامی داشته چون پول داده است این اکرام نیست "کَلاَّ بَل لاَّ تُکْرِمُونَ الْیتِیمَ" شما کی یتیمی را اکرام کردید "وَلاَ تَحَاضُّونَ عَلَى طَعَامِ الْمِسْکِینِ" شما کی مسکینی را اطعام و کمک کرده‌اید که زیر بار فقرا را بگیرند با این پول، چرا این را اکرام می‌گویید.

آدمها دو دسته‌اند: یک دسته کسانی هستند که در این رنج عالم به نفس مطمئنه رسیده‌اند یک عده‌ای نه! از امکانات بد استفاده کرده‌اند "کَلاَّ إِذَا دُکَّتِ الأرْضُ دَکًّا دَکًّا" این بساط کلش جمع می‌شود؛ زمین در هم کوبیده می‌شود. عشرت‌کده شما جمع می‌شود این دار ابتلا دکاً دکا، "وَجَاء رَبُّکَ وَالْمَلَکُ صَفًّا صَفًّا" قیامت برپا می‌شود، امر و فرمان الهی برپا می­شود و حالا "جاء ربک" هر معنایی دارد، ملائک صف در صف می­ایستند. کارگزاران الهی "وَجِیءَ یوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ" جهنم را می‌آورند که روایات عجیب چگونکی آوردن جهنم را تصویر کردند. روایاتش متعدد است؛ "یوْمَئِذٍ یتَذَکَّرُ الإنسَانُ" آن آدمی که خیال می‌کرد این امکانات مال سرخوشی و خوش‌گذرانی است آن وقت متذکر می‌شود "وَأَنَّى لَهُ الذِّکْرَى" چه فایده­ای دارد "یقُولُ یا لَیتَنِی قَدَّمْتُ لِحَیاتِی" گویا اصلاً حیاتی نبوده، حیات از این به بعد است؛ ای کاش از آن امکانات دنیا به جای آن که آن‌طوری بهره‌مند شوم چیزی برای خودم پیش می‌فرستادم "قَدَّمْتُ لِحَیاتِی فَیوْمَئِذٍ لاَّ یعَذِّبُ عَذَابَهُ أَحَدٌ وَلاَ یوثِقُ وَثَاقَهُ أَحَدٌ" در آن روز نه کسی را به اندازه او عذاب می‌کنند و نه کسی را به اندازه این آدم به بند می­کشند، بعد خطاب عوض می‌شود "یا أَیتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ" ای نفس آرام و به مرحله اطمینان رسیده "ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیةً مَّرْضِیةً" آنهایی که در دنیا سرخوش بودند باید به آن نقطه­ای که باید برسند نرسیده‌اند، از این فرصت سختی و خوشی، از این ابتلا بار خودشان را نبسته‌اند و به نقطه‌ی اطمینان و آرامش نفس نرسیده اند؛ سرنوشتشان این است که "یا لَیتَنِی قَدَّمْتُ لِحَیاتِی فَیوْمَئِذٍ لاَّ یعَذِّبُ عَذَابَهُ أَحَدٌ وَلاَ یوثِقُ وَثَاقَهُ أَحَدٌ" نه کسی را مثل او به بند می­کشند و نه کسی را مثل او عذاب می‌کنند. اما کسانی که از این فرصت به مقام اطمینان رسیدند "یا أَیتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیةً مَّرْضِیةً فَادْخُلِی فِی عِبَادِی وَادْخُلِی جَنَّتِی" یک قدم قبل از این آیات یک داستان عظیمی را بیان می‌فرمایند، که قصه این تمدن‌های بزرگی که خدا ویرانشان کرده است همین قصه است؛ تمدنی که شکل می­گیرد و این سنت الهی را نمی‌فهمد که داده­های دنیا صحنه‌های ابتلا هستند و باید اینها را یک طوری بچینید که در مسیر رشدتان قرار بگیرد، آن تمدن­هایی که این را نفهمیدند، خدای متعال بکلی اینها را ویران کرد؛ سه تمدن بزرگ را که جز تمدن‌های کم‌نظیر گذشته تاریخی هستند یاد می­کند: 1. قوم عاد 2. ثمود 3. فرعون؛ می‌فرماید نگاه نمی‌کند اینها را که خدای متعال چه بر سر اینها آورد، نکته همین است که اگر کسی این سنت را نفهمید این اشتباه بزرگ را می کند و این اشتباه گاهی فردی است
استاد میر باقری
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
5

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ش، 03/04/96 - 09:11
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
درنگ در کلام حق 29-آسیب شناسی مسجد

خداوند در قرآن می‌فرماید: «وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا؛ و مساجد ویژه خداست پس هیچ کس را با خدا می خوانید» بنابراین برگزاری جلسات قرآن که مصداق یاد و ذکر خداوند است باید در مساجد برگزار شوند.
ولی چه می شود که در مساجد مامداحی و سخنرانی را مقدم‌تر از برگزاری جلسات قرآن می‌دانند تا جایی که اگر قاری زمان بیشتری تلاوت کند بازخواست می‌شود.
چه بد !
1- مكان‏هاى عبادت براى خداست. «انّ المساجد للّه»
2- هفت موضعى كه هنگام سجده بر زمین نهاده مى ‏شود مخصوص خداست و سجده براى غیر خدا ممنوع است.«وانّ المساجد للّه»
3- جایى كه به قصد مسجد ساخته شد و در آن نماز خوانده شد، احكام ویژه‏اى پیدا مى‏ كند. «وانّ المساجد للّه فلا تدعوا مع اللّه احدا»
4- از نظر قرآن، برخى مكان‏ها مى ‏تواند قداست مخصوص داشته باشد. «انّ المساجد للّه فلا تدعوا...»
5 - احدى را در كنار خدا و هم ردیف خدا نخوانید. «فلا تدعوا مع اللّه احدا»
چه کنیم که این خانه خدا مسجد مظلومانه مثل گوشت قربانی در دست صاحبان قدرت آن از متولیان تا امام جماعت و نمازگذار، خادم ومتولیان فرهنگی آن می چرخد و هر زمانی هر کدام قدرت بیشتر داشته باشد به نفع آن تمام میشود و بقیه محکوم اند!
و این قشر جوان مسجد هستند که مثل شکوه های بهاری از بادنابهنگام می ریزند!
این اسیب شناسی از تعامل مسجد با 4حوزه (فرهنگ ،اجتماع، سیاست، و امور اقتصادی )نشات می گیرد
که این چهار حوزه و به قول خود سوراخ همیشه در همه مساجد ما بوده و بین متدینین اختلاف انداخته و اخرش شده من دیگه مسجد نمیام!
به همین سادگی ......
بیچاره این خانه خدا که نقش موازی بازی می کند
موازی با حسینه ها، فرهنگسرا، کتابخانه ها،مراکز خیریه و امامزاده، مدارس و دانشگاه،مراکز فرهنگی و.....
و این موازی کاری های بعدی ها مسجد ها را خلوت کرده !
خلوتی در حد یک خانه سالمندان محلی!
و محدود شدن مسجد به اقامه نماز که ظلمی آشکار به مسجدشده!
اینجوری شد که مسجد ها شدند محل پز این به آن!
نمای داخلی (محراب- منبر-مناره- گنبد) مسجد ما این دارد
شما ندارید
و اینکه این نوجوان و یا جوان چرا در مسجد نیست و فلان نخبه محل چرا گذرش به مسجد نمی خورد مهم نیست
بهتر که نباشد حرف بزرگتر از خودش می گوید و موقعیت خیلی ها آسیب پذیر می کند.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
5

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
پ، 01/04/96 - 19:52
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
درنگ در کلام حق 28- نماز نور چشم مومن


وَإِذَا رَأَوْاْ تِجَارَةً أَوْ لَهْواً انفَضُّواْ إِلَیْهَا وَتَرَكُوكَ قَآئِماً قُلْ مَا عِندَ اللَّهِ خَیْرٌ مِّنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجَارَةِ وَ اللَّهُ خَیْرُ الرَّازِقِینَ‏- جمعه 11
ترجمه :و چون داد و ستد یا سرگرمى ببینند، (از دور تو) پراكنده و به سوى آن روانه شوند و تو را ایستاده (در حال خواندن خطبه) رها كنند. (به آنان) بگو: آنچه (از فضل و بركت) نزد خداست، از سرگرمى و داد و ستد بهتر است و خداوند بهترین روزى دهندگان است.
نماز، اوّلین واجب بعد از ایمان به خدا

«الّذین یؤمنون بالغیب و یقیمون الصلوة» ـ در ابتداى قرآن و آغاز سوره بقره، بعد از ایمان به غیب که شامل ایمان به خداوند و معاد و فرشتگان است، اوّلین اصل عملى که مورد توجّه قرار گرفته، مسئله اقامه نماز است.

نماز، مقدّم بر کسب و کار

«رجال لا تلهیهم تجارة ولا بیع عن ذکر اللّه» در اینجا قرآن از کسانى که هنگام اذان، کار و کسب را رها مى‏کنند ستایش کرده است. بخصوص در روز جمعه سفارش شده که معامله را رها کنید: «و ذرواالبیع» وپس از پایان نماز جمعه، به سراغ کار و درآمد بروید: «فانتشروا فى الارض وابتغوا من فضل اللَّه»

رئیس جمهور شهید ایران مرحوم رجائى مى ‏فرمود: به نماز نگوئید کار دارم، به کار بگوئید نماز دارم.
مردم و نماز
با همه اهمیّتى که نماز در نزد خداوند و اولیا دارد، امّا برخورد مردم با آن متفاوت است:
الف: عدّه‏اى ایمان ندارند ونماز نمى‏خوانند: «فلا صدّق و لاصلّى»
ب: عدّه‏اى مانع نماز دیگران مى‏شوند: «ارایت الذى ینهى عبداً اذا صلّى»
در شأن نزول آیه آمده است که ابوجهل تصمیم گرفت هنگامى که پیامبر براى نماز به سجده مى‏رود با لگد،گردن حضرت را در هم بشکند. مردم او را دیدند که رفت ولى منصرف شد. گفتند: چرا چنین نکردى؟!
گفت: چون خواستم چنین کنم، خندقى از آتش دیدم که در پیش روى من شعله ‏ور شد.
ج: عدّه‏اى نماز را مسخره مى ‏کنند: «و اذا نادیتم الى الصلوة اتخذوها هزواً»
د: عدّه‏اى بى ‏نشاط نماز مى ‏خوانند: «واذا قاموا الى الصلوة قاموا کُسالى»
ه : عدّه‏اى گاهى مى ‏خوانند و گاهى نمى ‏خوانند: «فویل للمصلّین الّذینهم عن صلوتهم ساهون»
و: عدّه‏اى به خاطر رسیدن به دنیا، از نماز کم مى‏گذارند: «و اذا رأوا تجارة او لهواً انفضّوا الیها و ترکوک قائما»
هرگاه لهو و تجارتى دیدند به سوى آن روانه شده و تو را در حالى که به خواندن خطبه نماز ایستاده‏اى وامى‏گذارند.

این آیه اشاره به ماجرائى است که پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله مشغول خواندن خطبه‏هاى نماز جمعه بود که کاروانى تازه وارد، براى فروش اجناس خود شروع به طبل زدن کردند. مردم از پاى سخن پیامبر بلند شده و به سراغ تجارت و معامله رفتند و حضرت را تنها گذاشتند.( کتاب یکصد و چهارده نکته دربارۀ نماز ـ حجت الاسلام قرائتی)
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
5

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
پ، 01/04/96 - 09:51
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
درنگ در کلام حق 27-تصرف دل


تازه عزیزی از دست داده بود برام می گفت : پشت همه اینا، همه ی این متغیرهای زندگی، که یه روز شادیه و ناخوشی، یه چیز ثابت هست...
خدایی که پس همه ی اینا باقی میمونه
اگه باهاش باشی، برنده ای و اگه دل خوش کنی به این اتفاقایی که فقط اومدن تا روزهای دنیاتو بگذرونی، باختی...
تکرار کن هو اضحک و ابکی
بچسب به خدایی که همّیشه هست!
تصرف دل، بسیار سخت است. گریه و خنده هم در کف قدرت اوست. « وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَکَ وَ أَبْکى‏ ؛ نجم 43 » او مى ‏خنداند و او مى‏ گریاند.
وَاَنَّ اِلی رَبَّکَ المُنتَهی (سوره نجم آیه 42) با خبر باشید منتهای شما خدا است. فکر می‌کنید آنجا خوب جایی است یا بد جایی؟ اگر فکر می‌کنید بدجایی است بگویید نرویم. دعا کنیم بگوییم خدایا همه جا برویم الا آنجا. نزد شما نیاییم. یک شب هم اینجور دعا کنیم عیبی ندارد. تا حالا دعا می‌کردیم و می‌گفتیم بیایم آنجا. حال که میل ندارید چرا بی‌خودی دعا کنیم. اگر میل دارید دعا کنیم.
خدا ندا داده و در قرآن فرموده وَاَنَّ اِلی رَبِّکَ المُنتَهی یعنی انتهای شما و آخر کارتان به سوی خدای خودتان است. ما اصلاً نمی‌دانیم آنجا منزل خوبی است یا نه! خدا هم می‌گوید آخر کار تو خداست. بنده سوال می‌کنم می‌پرسم تا نرویم. انتهای آدم اگر خالقش باشد ملاقاتش درست است. میهمانی‌اش درست است. اینکه نفس خودت را تبدیل می‌کند به نفس خودش آن هم درست است. البته الان نمی‌فهمیم حقیقت آن چیست؟ به هر حال وَاَنَّ اِلی رَبِّکَ المُنتَهی. راهی را می‌رویم که انتهای آن خداست. سر و کارمان با خداست، محاسبه با خداست. هر چه بیشتر رشد کنید «اِلی» را بهتر می‌فهمید. وَاَنَّ اِلی رَبِّکَ المُنتَهی. با خبر باشید که انتهای شما خدا است. حال در این انتها خدا کتک می‌زند، نمی‌دانم! میهمانت می‌کند، غذایت می‌دهد، دست سرت می‌کشد، نمی‌دانم! شما هر کدامتان یک جور هستید. هر کدام شما هرچه نقشه‌هایتان نیّت‌هایتان فهم‌تان قشنگ‌تر، رشدتان و کاسبی‌تان بزرگتر است. هرچه شما بگویید همان است.
مال من را گوش ندهید. من «منتهی» را می‌گویم. شما هرچه ذهنتان هست آن را حساب کنید. نمی‌خواهد مال من را گوش بدهید. ممکن است من چیزی بگویم شما نپذیرید. خدا می‌فرماید وَاَنَّ اِلی رَبِّکَ المُنتَهی. آخر کار شما خداست. ممکن است شما آن را بشارت قبول کنید. آن یکی انذار را قبول کند. بگوید گفته منم که آخر سیلی‌تان می‌زنم. یکی این جور به ذهنش می‌آید یکی هم جور دیگر و می‌گوید هیچ‌جا میهمان نشوید آخر کار خودم میهمانتان می‌کنم. خودم بغلتان می‌گیرم خانه‌ خودم می‌برمتان. کسی را در خانه‌ات راه نده آخر خودم به خانه‌ات می‌آیم. هر جوری شما معنی کنید همان است. هر چه که مال خودتان است همان را معنی کنید و بهره ببرید.

شبها کار کنید، بویژه ماه رمضان. اگر منتهای خودتان را حالا پیدا نکنید کی پیدا خواهید کرد؟ وَاَنَّ اِلی رَبِّکَ المُنتَهی. این فرموده قرآن است. مال خداست. خدا دارد اخطار می‌کند.(کتاب طوبای محبّت جلد دوم – ص 157مجالس حاج محمّد اسماعیل دولابی)
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
5

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
چ، 31/03/96 - 09:09
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
درنگ در کلام حق 26-قساوت قلب

آیا می دانید گروهی از جن همین که برای اولین بار صدای قران را شنیدند ایمان آوردند «یهْدِی إِلی الرُّشدِ فَئَامَنَّا بِهِ(جن -2)» و دیگران را به پیروی از آن دعوت کردند «یَا قَوْمَنَا أَجِیبُوا دَاعِیَ اللَّهِ» ولی ما این همه قرآن شنیدیم ،‌نه دلی تکان و نه ایمانی زیاد و نه اشکی جاری و نه رشدی اضافه و نه تبلیغی صورت گرفت؟

یا قَوْمَنَآ أَجِیبُواْ دَاعِىَ اللَّهِ وَ آمِنُواْ بِهِ وَیُجِرْکُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ‏- احقاف 31
ترجمه :
اى قوم ما! دعوت‏گر الهى را اجابت کنید و به او ایمان آورید تا خداوند از گناهانتان بر شما ببخشد و از عذاب دردناک امانتان دهد.
پیام:
*در قرآن، ایمان، استغفار، قرض الحسنه و تقوا، از عوامل جلب مغفرت الهى است.
*در این آیه به تمام اصول عقاید اسلامى اشاره شده است: توحید: ، نبوّت: و معاد
*انبیا مردم را به خدا دعوت مى‏کنند، نه به سوى خود.
*ایمان، بعضى گناهان مانند کفر و شرک را برطرف مى ‏کند، امّا برخى گناهان مانند تضییع حق مردم، حساب دیگرى دارد.
پیامبر خدا صلى‏ الله‏ علیه‏ وآله در سفارش به على علیه‏ السلام:

یا عَلِی، أربَعُ خِصالٍ مِنَ الشَّقاءِ: جُمودُ العَینِ، وقَساوَةُ القَلبِ، وبُعدُ الأَمَلِ، وحُبُّ الدُّنیا مِنَ الشَّقاءِ.

اى على! چهار خصلت، از شقاوت است. خشکى‏ چشم‏ و قساوت قلب و آرزوى دراز و دنیادوستى، از شقاوت‏ اند.
تحف العقول: ص ۱۲
خداوند در حدیث قدسی می فرماید : من از بنده ای که در درگاهم اشک نمی ریزد متنفرم، از این بنده بدم می آید .

اومد خدمت موسی (علیه السلام) ، عرض کرد : آقا ! ما این همه گناه می کنیم ، اما خدا هیچ بلایی به ما نازل نمی کنه ، برو به خدا بگو مثل اینکه حساب و کتاب هات قاطی شده ! ( با یه حالت تمسخری این رو گفت )

موسی (علیه السلام) به کوه طور رفت و با خداوند مناجات کرد . عرض کرد : خدایا ! این جوان بی ادبی کرد و چنین حرفی رو زد من چی جوابش رو بدم ؟ خداوند فرمود : من بهش بلا نازل کردم ، خبر نداره ! ازش سؤال کن چند وقته نتونسته با من حرف بزنه ؟ سؤال کن چند وقته نتونسته گریه کنه ؟ اشکش رو ازش گرفتم . لذت صحبت گرفتن با خودم رو ازش گرفتم . بیچاره ! خبر نداره .(حجت الاسلام انجوی نژاد)
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -


 
     
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به شرکت فرایند سازان توسعه می باشد.
Protected under Iranian Copyright laws - (C) 2010 IrExpert.ir - Privacy Policy (in Persian)