پرسش و پاسخ
 
* پرسش   HyperLink HyperLink
 
 
     
   
     
   
عنوان پرسش: دستاوردهای فرهنگ دفاع مقدس
شرح پرسش: مقام معظم رهبری بارها از جنگ هشت ساله عراق علیه ایران به عنوان گنج یاد کرده‌اند.دوستان همکاری کنند تا بتوانیم این گنج را بیشتر به هم بشناسانیم.
شما چه ویژگی‌هایی در دفاع مقدس می‌بینید که مقام معظم رهبری از آن به عنوان گنج یاد کردند که باید استخراج شود؟این دفاع چه دستاوردهایی در حوزه‌های مختلف به ویژه در حوزه فرهنگ داشته است؟
فایل مرتبط: - - -
لینک مرتبط: - - -
وضعیت سوال: در انتظار پاسخ
 
 
گروه تخصصی: همه موارد زمان ثبت سوال: پنجشنبه، 09 بهمن 1393 - 11:15:16 تعداد بازدید: 1187 تعداد پاسخ: 146
 
     
 
* پاسخ جدید  
 
 
     
 


 
     
 
پاسخ:  
   
فایل مرتبط: (حد اکثر 4 مگابایت)
لینک مرتبط:
 
 
پیام مدیریت در خصوص درج پاسخها

 
     
 
* مشخصات متخصص جدیدترین  -  قدیمی ترین  - امتیاز
 
 
     
 
2

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
د، 26/04/96 - 09:18
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
رهبرانقلاب:
درود خدای توانا بر دلهای پرظرفیت مادرانی
که پس از هجرت جگرگوشه‌گان دلبندشان
به نشانه‌ئی از پیکر پاک آنان دل بستند و به آن نیز دست نیافتند.

۹۳/۰۳/۱۷
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ی، 25/04/96 - 17:00
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
جنگ نه ! اما دفـــــــــاع زیباست !
دلت که اهل ِ شهادت باشد
پــَر میگیرد تا آسمان ، برای رسیدن به معبود ...
فرقی نمیکند
سنگـــــــــــرهای شلمچه و فکه باشد ،
یــــا
سنگــــرهای مـــــوصل و حلب و زینبیه ...
اهلِ یقیــــــن که باشی ، شهیــــدی !
و شهید را ،
جـــــز به ضیافتِ عنداللهی نمیخوانند ...
و در این راه ، جاماندگانِ از قافله میسوزند
تا شمعِ راه باشند ...

اللهم ارزقنا شهادة فی سبیلک

.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
3

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
چ، 21/04/96 - 16:55
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
تیرماه بود که عملیات رمضان شروع شد
درست توی ماه مبارک رمضان
گرمای بالای ۵۰ درجه آدم رو کلافه می کرد
حالا حساب کنین روزه باشی و تو این گرما بخوای بجنگی
اونقدر آفتاب داغ می شد که اسلحه ها دستامون رو می سوزوند
تازه سختی زمانی شروع شد که عملیات لو رفت و بچه ها محاصره شدند
خیلی ها مظلومانه به شهادت رسیدند…

… بعد از عملیات یه عده رفتند تا مجروح های شب قبل رو بیاورند
وقتی برگشتند ، با گریه گفتند: همه ی بچه ها شهید شدند
بهشون گفتم: تیر خلاص زدند بهشون؟

گفتند: نه! از تشنگی جان دادند…
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
3

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
چ، 21/04/96 - 16:48
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
صدای انفجار آمد و سنگر رفت هــــــوا
هر چه صدایش زدیم جواب نداد.رفتیم جلو
سرش پر از ترکش شده بود
جیب هایش را خالی کردیم. یک کاغذ جالب تویش پیدا کردیم
گناهان هفته :

شنبه : احساس غرور از گل زدن به طرف مقابل
یکشنبه: زود تمام کردن نماز شب
دوشنبه : فراموش کردن سجده شکر یومیه
سه شنبه: شب بدون وضو خوابیدن
چهارشنبه: در جمع با صدای بلند خندیدن
پنج شنبه: پیش دستی فرمانده در سلام کردن
جمعه: تمام نکردن صلواتهای مخصوص جمعه ...
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
4

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ی، 18/04/96 - 12:37
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
حاجی! تمام گشته مهمات‌مان،... تمام*
ما مانده‌ایم و چند تنِ نیمه‌جان،... تمام*

ما مانده‌ایم و غربت تلخی از ابتدا
تا انتهای وحشت آخرالزمان،... تمام*

خرچنگ‌ها محاصره را تنگ کرده‌اند
اما امید ماست خدا بی‌گمان ،... تمام*


حاجی! خدا کند که بفهمی چه دیده‌ام
از پشت زخم‌های دل آسمان،... تمام*

این‌جا هنوز اول خط شروع ماست
پایان انتظارِ به خون خفته‌مان،... تمام*

فرصت گذشته است، مرا هم حلال کن!
شاید شکسته شیشه‌ی عمر جهان،... تمام*

تنها صدای خش‌خشِ بی‌سیم بود و بس
تنها صدای اشهد یک نوجوان،... تمام*


ده سالِ بعد، کار تفحص نتیجه داد
بی‌سیم تکه‌تکه و یک استخوان،... تمام*

حالا کنار تربت حاجی نوشته‌اند:


بی ادشهدای گمنام و مظلوم دفاع مقدس؛ صلوات
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2

امتیاز پاسخ
[imgExp]

zahra rangchian
ش، 17/04/96 - 18:53
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
از جملات قصار که بگذریم اصلی ترین درس دفاع مقدس برای من، از خود گذشتن است
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2

امتیاز پاسخ
[imgExp]

zahra rangchian
ش، 17/04/96 - 18:49
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
از دستاوردهایش:
می شود نبود و بود
می شود مرد و زندگی کرد
می شود حرف نزد و عمل کرد
می شود پای عمل ایستاد
می شود پلی شد برای عبور کسانی که شنا نمی دانند
می شود خدایی نگاه کرد و خدایی پیش برد و خدایی خدایی شد
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
4

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
پ، 15/04/96 - 13:22
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
خاطره از بیست سالگی
تازه ی رمان از شهید حاج اکبر بابایی خوانده بودم
خیلی شیفته رفتار و منش شهید بودم
وقتی به گلستان شهدا (اصفهان ) می رفتم تو شهدا دنبال مزارش می گشتم
ولی از کسی کمک نمی گرفتم
دوست داشتم ی روز این دید و بازدید ها مزارش پیدا کنم
خوب به همین منوال نزدیک یک سال گذشت
و گم شده من پیدا نمیشد
ی روز یکی از دوستانم که می خواست مشهد بره گفت فلانی میای امروز گلستان شهدا بریم
گفتم خوب ولی توراهی مشهدی ؟
گفت آره می خوام برم با شهدا خداحافظی کنم و به نیابت اون ها برم
وقتی پامون تو گلستان شهدا گذاشتیم
روبه دوستم کردمو گفتم : بیا امروز شهدای برادر پیدا کنیم
کنجکاوی خوبی بود و جالب .
آخر های گردش ما بود
همین بین من یک دفعه کنار دو بردار شهید " حاج اکبر بابایی " پیدا کردم
خدای من ....
عکس اش دیدم یک مرتبه منقلب شدم
حاجی من عکس جوانی شما در کتاب دیده بودم
ولی این عکس برای قبل شهادت بود
روز خاطره انگیزی بود
از اون وقت به بعد هر وقت میخوام برم مشهد حتما از حاجی خداحافظی می گیرم
این رمز من و حاجیه

خدایا مارااز شهدا و رفتار شون دور نکن .
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
http://www.irexpert.ir
- - -
     
 
4

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
پ، 15/04/96 - 10:45
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
سر قبر نشسته بودم. باران می آمد. روی سنگ قبر نوشته بود «شهید مصطفی احمدی روشن»

از خواب پریدم. مصطفی ازم خواستگاری کرده بود، ولی هنوز عقد نکرده بودیم. بعد از ازدواج خوابم را برایش تعریف کردم. زدم به خنده و شوخی. گفت «بادمجون بم آفت نداره.»

ولی یک بار خیلی جدی پاپی اش شدم که «کی شهید می شی مصطفی؟»

مکث نکرد، گفت «سی سالگی»

باران می بارید شبی که خاکش می کردیم...

شهید مصطفی احمدی روشن
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
4

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
پ، 15/04/96 - 10:43
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
یك كارت برای امام رضا ، مشهد.

یك كارت برای امام زمان ، جمكران.

یك كارت برای حضرت معصومه ، قم. این یكی را خودش برده بود انداخته بود توی ضریح.



چرا دعوت شما را رد كنیم؟ چرا به عروسی شما نیاییم؟ كی بهتر ازشما؟ ببین همه آمدیم. شما عزیز ما هستی



ح ضرت زهرا آمده بود به خوابش، درست قبل از عروسی!

شهید مصطفی رداّنی پور
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
4

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
پ، 15/04/96 - 10:43
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
گل یا پوچ؟

دنیا مشتش را باز کرد،

شهدا «گل» بودند و من «پوچ».

خد ا آنها را برد و زمان من را...
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
4

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
د، 01/03/96 - 13:43
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
ما سینه زدیم بی‌صدا باریدند
ازهرچه که دم زدیم آنها دیدند

ما مدعیان صف اول بودیم
از آخر مجلس شهدا را چیدند

میلاد عرفان پور
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
4

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
س، 08/01/96 - 16:44
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
وصیت نامہ شهید غلامعلے پیچک

جنازه ی مرا روی مین ها بیندازید که منافقین فکر نکند ما در راه خدا از جنازه مان دریغ داریم.

به دامادی دوماهه ی من نگریید که دامادی بزرگی در پیش دارم…

خدا کند که حکومت سرنگون گردد، اما منحرف نگردد، چون انحراف، خیانت به خون شهداست.

بگذارید بگویند حکومت دیگری هم به جز حکومت علی (ع) بود به نام خمینی که با هیچ ناحقی نساخت تا سرنگون شد، ما از سرنگونی نمی هراسیم بلکه از انحراف می ترسیم.

من در این راهی که انتخاب کرده ام، سختی بسیار کشیده ام؛ خیلی محرومیت ها لمس نموده ام.

همه ی هدفم این است که زحماتم از بین نرود. از خدا می خواهم که حتماً این کارها را از من قبول کند و اجرم را بدهد.

اجر من تنها با شهادت ادا می شود و اگر در این راه شهید نشوم، همه زحماتم هدر رفته است.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
4

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
د، 23/12/95 - 16:51
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
گاهی یک نگاه حرام
شهادت را برای کسی که لیاقت شهادت دارد سال ها عقب می اندازد،
چه برسد به کسی که هنوز لایق شهادت بودن را نشان نداده!

شهید حسین خرازی
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
4

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ش، 21/12/95 - 16:47
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
به اتفاق دکتر و محمدرضا - فرزند ارشدش -
سه نفری نزدیک قبرستان قدم می زدیم.
می دانستم که قبر مارکس هم همان جاست.
.
از قضا دو تا سگ از کنار ما می گذشتند.
شوخی شوخی گفتم:
▬▐این دو تا سگ هم دارند می روند سر قبر مارکس ، فاتحه بخوانند.▌▬
.
.
دکتر بلافاصله رو کرد به من و گفت :

◥اگر ما با فکر مارکس مخالف هستیم نباید به او توهین کنیم
ادب در کلام لازم است چه فرد کافر باشد ، چه مسلمان.◣

.
. < br/>
┘◄از خاطرات /شهید آیت الله سید محمد بهشتی/
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -


 
     
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به شرکت فرایند سازان توسعه می باشد.
Protected under Iranian Copyright laws - (C) 2010 IrExpert.ir - Privacy Policy (in Persian)